در جلسه امتحان عشق.. من ماندم و یک برگ سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی درد دل من تو این کاغذ کوچک جا نمیشود! در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند! و برگ سفیدم... عاشقانه قطره را در اغوش میکشد! عشق تو نوشتنی نیست.... در برگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک میکشم! و اما وقت تمام است... برگه ها بالا ...
در #عشق باید ؛
دردِ #دوری کشید ...
غم ِ #یار خورد ...
ترس ِ #رقیب داشت ...
و زیر بار اینهمه #له شد !!!
...
خوشۀ دستنخوردۀ انگور زیباست ..
اما ، #مست نمیکند ...!
دیگر با صدای بلند نمیخندم....با صدای بلند حرف نمیزنم...دیگر گوش نمیدهم به صدای باد ، دریا ، پرنده....پاورچین ، پاورچین می آیم و می روم...بی سرو صدا زندگی می کنم...تــــو در من به خواب رفته ای.....