دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR

خدایا... کاش اعتراف کنی جهنمی درکارنیست, برای ماهمین روزهای برزخی زمینی کافیست... درباره »
SaMyaR
مرد - مجرد
امتیاز: 2124

دنبال‌شدگان

(246 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(228 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

SaMyaR
SaMyaR

♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥

SaMyaR
SaMyaR

دیگـــر هـــیچ مـــزه ای دلـــچسب نخواهــد بـــود من تمــــام حس چشـــــایی ام را روی لبــــــــانت جـــا گذاشــــته ام

SaMyaR
SaMyaR

آشنا هایم ; غریبه هایی هستند ، که تنها اسمشان را میدانم ...!

SaMyaR
SaMyaR

تو زندگی به هیچ کس اعتماد نکن . . . آیینه با همه یه رنگیش ، دست چپ و راستتو اشتباه نشون میده

SaMyaR
SaMyaR

ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﺮﺩ ، ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ! ﺍﮔﺮ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﺩﯾﺪﯼ ، ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﺷﺎﺭﻫﻤﺨﺎﻃﺒﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ": ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ؟ !

SaMyaR
SaMyaR

صورت زیبا مهم نیست سیرت زیبا مهمه. انقدر تو ظواهر غرق نشین، پیرزن پیرمرد دیدم دست تو دست هم راه میرفتن ولی از ظاهر چیزی جز گذر ایام نمونده بود اما هرچی عتیقه تر شدن ارزششونم واسه هم بالا رفت

SaMyaR
SaMyaR

روزى پيرمردى به 3 پسر خود 1 چوب داد و گفت : . . . . . . . . . . . . بشكنيد ، شكستند . 3 چوب داد ، شكستند 10 چوب داد ، شكستند دسته بيل داد ، شكستند تيرآهن 18 داد ، شكستند پيرمرد گفت : دِ توله سگا مسخره بازى درنياريد ميخوام نصيحتتون کنم‎"

SaMyaR
SaMyaR

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد ، در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد ، آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد ، آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد

SaMyaR
SaMyaR

درسکوت دادگاه سرنوشت / عشق برما حکم سنگینی نوشت / گفته شد دل داده ها از هم جدا / وای بر این حکم و این قانون زشت

SaMyaR
SaMyaR

یک نفر آمد قرارم را گرفت برگ و بار و شاخسارم را گرفت چهار فصل من بهار بود ، حیف باد پائیزی بهارم را گرفت اعتباری داشتم در پیش عشق با نگاهی ، اعتبارم را گرفت عشق یا چیزی شبیه عشق بود آمد و دار و ندارم را گرفت

SaMyaR
SaMyaR

گاهی باران همه دغدغه هایش باغچه نیست، گاهی از غصه تنها شدنش می بارد...

SaMyaR
SaMyaR

بگذار س ـ ک ـ و ـ ت قانون زندگی من باشد… وقتی واژه ها درد را نمی فهمند.

SaMyaR
SaMyaR

روزگارم برخلاف آرزوهایم گذشت...

SaMyaR
SaMyaR

دل ناله کند ازمن,من ناله کنم از دل,یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل؟!

SaMyaR
SaMyaR

نقـش یـــک درخــت خشک را در زنـدگی بازی میکـنم ! نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پـیــر... " تو " میدانی ؟!؟!

SaMyaR
SaMyaR

آسمان فرصت پرواز بلند است ، ولی قصه این است چه اندازه کبوتر باشی . . .