SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، تنهایی بهترین همدم اوست
SaMyaR
مے گوينـد قِسمتـــ نيستـــ حِکمَتـــ استـــ
خدايـآ...
مـَن معنیِ قِسمتـ و حِکمَتـــ را نمے دانمــ
امـآ تـو معنےِ طاقَتــــ رآ مے دانـی ...
مـَگــَر نــه ؟؟
SaMyaR
همیشه پای یک غـــــــــم در میان است شـــــادی در مرز بحــــــران قـــدم میزند
SaMyaR
دلم اصرار دارد فریاد بزند اما..... من جلوی دهانش را میگیرم وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد
SaMyaR
دلم میخواد میتونستم داد بزنم ازش بپرسم ای اسمون کبود واسه همه بود واسه ما نبود؟؟؟
SaMyaR
گوش كن خاموش ها گویا ترند . . . در خموشی های من فریاد هاست
SaMyaR
مخوان عاقل زاین دفتر ..... که این دفتر جنون دارد کسی را بایدش خواندن..... که قلبی پرزخون دارد
SaMyaR
دنبال کلاغی میگردم که قارقارش را به فال نیک بگیرم
وقتی قاصدک ها همه لالند