SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
گریه در چشمان من طوفان غم دارد ولی بر لب خنده میزنم تا کس نداند راز من
SaMyaR
به ما نمیخورد پاس دادیم به شما مبارکتون باشه
SaMyaR
باد در شاخسار بید
لالایی می خواند
برای جوجه کلاغی تنها.
SaMyaR
ahange weblogam chegone ast ayaaaaaa??????
SaMyaR
شب و روزم را آنقدر شلوغ میکنم میخواهم تا پتو را روی سرم میکشم،چشمانم خواب باشند گوسفند ها هم دل دارند! مرا یارای شمارش نیست، اینهمه! بی تو
SaMyaR
رفیــــق! معامـــله فســخ شد. در قبـــال دنیا یـــک تار مویـــت را می خواســـتند...ندادم...
SaMyaR
یه وقتایی اونقدر هیشکی حالی ازت نمیپرسه که آدم شک میکنه نکنه مرده و خودش خبر نداره!!!
SaMyaR
خاطرات خیلی عجیب اند…گاهی اوقات میخندیم به روزهایی که گریه میکردیم… گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم.