SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
✿ツ مـی شـود آیـا شـبـی بــرای ِ دلــم مـــاه شـوی . . . ؟!! ✿ツ
SaMyaR
به چه میخندی تـــــــــو؟ به مفهوم غم انگیز جدایـــــی؟ به چه چیـــــــــــــــ ــز؟ به شکست دل من یا پیروزی خویــــــــــــــــش؟ به چه میخنـــــــــدی؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کـــــــــــرد ؟ یا به افسونگری حرفهایت که مرا سوخت و خاکستر کــــــــــرد ؟ به دل سادهی من میخندی که دگرتا ابد نیز به فکر خود نیســــت ؟ خنده دار است بخنـــــــــــــد ...
SaMyaR
اینجا صدای پا زیاد می شنوم اما هیچکدام تو نیستی !!! “دلم” خوش کرده خودش را به این فکر که شاید “پا برهنه” بیایی !
SaMyaR
معلم ورقه ها را داد ؛ همه مرا مسخره کردند اما باور کن درست نوشته بودم … گفته بود جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید و من همه را نوشتم “تـــــــو” مگر نه اینکه این جای خالی ها را فقط تو پر میکنی ؟؟؟
SaMyaR
برایم دعا کن...اجابتش مهم نیست،نیاز من به ارامشی است که بدانم تو به یادمی...
SaMyaR
آدمــها کنــارت هستند . . . تا کـــی؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند ! از پیشــت میروند یک روز . . . کدام روز ؟ وقتی کســی جایت آمد ! دوستــت دارند . . . تا چه موقع ؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند ! میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه ! نه . . . ! فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام شود. . . و این است بازی باهــم بودن
SaMyaR
تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه...! اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهل و بجا" بودنت مهمه...! منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت" مهمه...! و گذشته زندگیت مهم نیست ، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی
SaMyaR
از زندگی آموختم که به هیچ عنوان برای کسی تکرار نشوم …
SaMyaR
داستان از آنجا شروع شد که تو اسمه تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی . . . و من از آنجا بی غیرت شدم که فکر میکردم به تمدن رسیده ام !
SaMyaR
مرغ عشق فخر فروشی نکن ... معشوق تو نیز به لطف قفس است که وفادار مانده ... !
SaMyaR
چه زیبا نقش بازی می کنیم … و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛ حتی خدا هم از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است …
SaMyaR
وقتی گلی رو بو میکنی نگاش نکن , چون اگه نگات رو به خاطر بسپره آرزوی دیدن دوبارهی نگات اونو پژمرده میکنه
SaMyaR
شاید کسی را که با او خندیده ای فراموش کنی , اما هرگز کسی را که با او گریسته ای از یاد نخواهی برد.
SaMyaR
روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم...... تنهائی را دوست دارم چون بی وفا نیست تنهائی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائی رادوست دارم چون عشق دروغین درآن نیست تنهائی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائی رادوست دارم چون در خلوت وتنهائیم در انتظار خواهم گریست وهیچ کس اشکهایم را نمیبیند