abisefid(امیر)
قـــَلب مـــرا بـــِکاو احســـاس مـــرا ببـــین خــُــلاصه مـــیشود تمــــــام فلســــفه ی ِ بـــودنــم در ...خــــواســـتن ِ تــو...
abisefid(امیر)
گرگ ها هرگز گریه نمی کنند اما گاهی آنچنان دلتنگ می شوند که بر فراز بلند ترین کوه ها می روند و دردناک ترین زوزه ها را می کشند
abisefid(امیر)
برف نرم نرم می بارد..... از پشت این پرده های خسیس ِ حریص کوچه را می پایم.... تو را که دور میشوی وجای پایت که آرام ٬آرام محو می شود...... انگار هرگز نبوده ای!!! .........
abisefid(امیر)
عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟ یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟! عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟ پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!! از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟
abisefid(امیر)
میل باز کردن پنجره حتی لحظه ای در سر انگشتانم نمی لغزد. نگاهم حتی به اندازه یک پلک زدن خیره نمی ماند. لبهایم حتی به اندازه یک بوسه بر هم نمینشینند. دلم، دلم به اندازه یک دلتنگی خالی ست...... "تو"، هستی.... و همین همهء مرا بس!!!....
abisefid(امیر)
وفاداری؟ خدا بیامرزدش … صداقت؟ یادش گرامی… غیرت؟ به احترامش یک لحظه سکوت … معرفت؟ یابنده پاداش میگیرد… عشق ؟ از دم قسط … واقعا به کجا چنین شتابان؟
abisefid(امیر)
به سلامتي مادرم واسه اينکه ديوارش از همه کوتاهتره! به سلامتي مادرم بخاطر اينکه هيچوقت نگفت من هميشه گفت بچه هام... به سلامتي مادرم بخاطر اينکه هميشه از غمهامون شنيد اما هيچوقت از غمهاش نگفت به سلامتي مادرم بخاطر اينکه از سلامتيش براي سلامتي بچه هاش هميشه گذشته به سلامتي مادرم چون هيچوقت خستگيشو به رخمون نميکشه و ازش گلايه اي نميکنه به سلامتی همه مادرا... . . ♣
abisefid(امیر)
بـه چـه می خنـدی تــو ؟! بـه مفهـوم غـم انگیـز جـدایی ؟ به چـه چیـز ! به شکسـت دل من یـا به پـیروزی خـویش ؟ به چه می خنـدی تــو ؟! به نگاهـم که چه مستـانه تــو را بـاور کرد ؟ یـا به افسـونگـری چشمـانت ... که مـرا سوخـت و خـاکستـر کرد ؟ به چـه می خنـدی تــو ؟! به دل سـاده من می خنـدی .... که دگـر تا به ابـد نیـز به فکـر خـود نـیست ؟ خـنـده دار اسـت ... بـخـنـد ......!
abisefid(امیر)
وداع آخرم با تو وداعم با نفسهامه ببین, نزدیکه ویرون شم رفیقم قلب تنهامه یه دریا تو چشام دارم, شبم سر ریز بارونه بدون تو کسی جز من کنار من نمیمونه
abisefid(امیر)
دو رکعت گریه....برای خاطره زیبا با تو یک قنوت سکوت ......برای یادت دو سجدۀ بی قراری.....برای عشق بر باد رفته یک تشهد......برای مرگ دلم
abisefid(امیر)
راستش را بخواهی از وقتی که رفتی هیچ چیز تعقیر نکرده. من هنوز قهوه میخورم..سیگار می کشم..پیاده می روم.. اما.......تلخ تر...........بیشتر................تنهاتر
abisefid(امیر)
کاش می شد آدم گاهی به اندازهی نیاز، بمیرد بعد بلند شود آهسته آهسته خاکهایش را بتکاند گردهایش بماند اگر دلش خواست، برگردد به زندگی. دلش نخواست، بخوابد تا ابد. ...
abisefid(امیر)
ن با لباس مشکی تان خو گرفته ام از طینت پلید خودم رو گرفته ام با قایق شکسته ی اشک دو دیده ام بر ساحل عزای تو پهلو گرفته ام بهر غبار روبی فرش عزایتان در این دوماه از مژه جارو گرفته ام از صحن روضه های پراز عطر سیب تان شکر خدا حسین کمی بو گرفته ام هر سال مزد نوکریم آخر صفر از دست سبز ضامن آهو گرفته ام .............