abisefid(امیر)
همه میگن عشق به حسین همه میگن یا حسین همه میگن یا سید شهدا اما کسی از تنهایی حسین چیزی نگفت چون او خدا را داشت که همه کس او بود
abisefid(امیر)
دلم می خواهد زندگی ام را موقتا بـدهـم دست یک آدم دیگر بـگویــــم "تـو بـازی کن تــا من برگـــردم" ....فقط .... نــســــوزیـــها....
abisefid(امیر)
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست
abisefid(امیر)
گویند غروب جایی است که آسمان برزمین بوسه میزند من امشب به خاطر تو غروب میکتم کجایی آسمان من
abisefid(امیر)
یه موقع هایی هست سیگار جلوت ویسکی کنارت اما نه سیگارو میکشی نه ویسکی می خوری ... ... ... ... سرتو تکون میدی لبخندی میزنی میگی : مرده شور این زندگی رو ببره...!
abisefid(امیر)
یه جایی باید دست آدمارو بکشی و نگهشون داری.... صورتشونو میون دستات محکم بگیری و بهشون بگی: "ببین دوست دارم...."
abisefid(امیر)
خدایا! کسی را که قسمت دیگریست سر راهمان قرار مده تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشیش برای دیگری!
abisefid(امیر)
كاش وقتي خدا در كافه محشر بگويد: چه داشتي؟ سربلند كند حسين و ... بگويد: حساب شد...اين با من است!
abisefid(امیر)
/روز شمار رویدادهای دهه اول محرم/روز اول: مسلم بن عقیل علیهالسلام روز دوم: ورود کاروان به کربلا روز سوم: حضرت رقیه علیهاالسلام روز چهارم: حضرت حر و اصحاب علیهمالسلام، طفلان زینب علیهماالسلام روز پنجم: اصحاب و عبدالله بن الحسن علیهمالسلام روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن علیهالسلام روز هفتم: روضه عطش، علیاصغر علیهالسلام روز هشتم: حضرت علیاکبر علیهالسلام روز نهم: روز تاسوعا، حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام روز دهم: روز عاشورا، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، حضرت زینب علیهاالسلام و شام غریبان روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا روز دوازدهم: ورود کاروان به کوفه روز سیزدهم: مصائب حضرت امام سجاد علیهالسلام و زینب کبری علیهاالسلام در کوفه و مسیر شام
abisefid(امیر)
یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی... چرا که رسوا خواهم شد...! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تو را "میان واژه هایم"...!
abisefid(امیر)
هر گاه مرا دوست نداشتي فرياد مكن آرام در گوشم بگو تا آهسته بميرم.
abisefid(امیر)
روزی که درب عشق از خانه ای شکست ساقی به روی خاک پیمانه ای شکست زآن لحظه حرمت جانانه ای شکست تا کربلا دل دردانه ای شکست آواره گشته و دور از وطن حسین ای عشق عالمین – ارباب من حسین سرهای قدسیان بر حلقه عزا چشمان عرشیان خونین شد ای خدا در قلب عاشقان شد خیمه ها به پا آوای کاروان هر دم زند صلا هر کس ندا کند ارباب من حسین
abisefid(امیر)
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من تمام حواسم به مردم شهر بود که عاشق خنده هایت نشوند...