abisefid(امیر)
دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود . . .
abisefid(امیر)
این شهر پر از صداے پاے مردمیستـ کهـ همچنانـ کهـ تو را میبـوسند. . . طنابــِ دارتـ را میبافند... مردمانے کهـ صادقانهـ دروغ میگویند و عاشقانهـ خیانتـ میکنند. . . کاش. . . دلها آنقدر پاکـ بـود کهـ براے گفتنـِ " دوستتــ دارمـ " نیازے بهـ قسمـ خوردنـ نبـود ....! (فروغ فرخزاد )
abisefid(امیر)
حلالم کن اگر دوری اگر دورم...اگر با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم...بگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم...که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم...
abisefid(امیر)
عقب تر برو بگذار بی تو نفس کشیدن را، تجربه کنم خوب میدانم ، مادام که نباشی هوا بی منطق نفس گیر میشود برایم...!
abisefid(امیر)
فـِـکر کردن به مـَـن ِ عادتـــ تــ ــو بــود ترک عادتـــ کـردی و به هــمه ثابتــ کــردی ترک عادتــ موجــبِ مــَـرض نیستـ ...............
abisefid(امیر)
گاهی بیش از تصور دلم تنگ دستانت تنگ نگاهت میشود گاهی دلتنگی را گم می کنم ومیخندم آنقدرمیخندم که میان خنده گریه ام می گیرد
abisefid(امیر)
چیدمانی از اطلسی های نگاهت به موازات بوی نم کوچه ای باران خورده سرشارم میکند به نرمی حس یک شاپرک آنگاه که بدرقه ام میکنی با خمار چشمانت به نشئگیم. یادت هست خداحافظی شبانه ها را به بدرقه ای نا خواسته به تلاشی برای کوتاه کردن قدمها به گیرش آستینم من تو را میرساندم از لابلای تاریک کوچه ها اما بی که سیر شویم بر می گشتیم اینبار به بهانه یک رساندن دیگر تو مرا می رساندی... ................. و حالا که در هر آغوش استقبال در آستانه در، تمام قد میبینمت یادمان باشد دیروزهای پیلگی خودمان.
abisefid(امیر)
بـــِینـ رگبآر بــی رَحمـانهـ ی وآژهـ هآ گـیر اُفتـ ـادَمـْ ... زَخــمـی اَمـْ کردَنــد ... اِحـ-ـسآسَمــْ رآ کُشتنــد ... قلبمـْ رآ بهـ خونــْ کشیـدنـد ... وجـ ـودمـْ رآ بـهـ آتشـْ کشیــدنـد ... وَ بَــــعد اَز ویــرآنــی کـامِلمـْ .... دَر سُکـ ـوتـــِ کآمــِلــ بهـ صُــلحــ رســیدنـد ... وَ حــالا منــْ مآندهـ اَمـْ وَ روحـــی زَخــمی اَز هُجــومـِ وآژهـ هـا ....
abisefid(امیر)
تو کجایی سهراب ؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند ... ...... وای سهراب کجایی آخر ؟ ... زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند ... تو کجایی سهراب ؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند ، همه جا سایه ی دیوار زدند ... ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! .... دل خوش سیری چند ؟ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...! قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟
abisefid(امیر)
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد...
abisefid(امیر)
قــرارش را تو میگذاری ، بی قــراری اش را من به جان میخرم ... اینبار هم همه چیز عــادلانه قسمت شده ... مــگه نه ... !
abisefid(امیر)
سلام عزیز مهربون، اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست تو شعر من، اثر بذاره خنده هات؟ شب که می شه یواش یواش، با چشمک ستاره هاش اجازه هست از آسمون، ستاره کش برم برات؟ اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم اجازه هست خیال کنم، تا آخرش مال منی؟ خیال کنم دل منو، با رفتنت نمی شکنی؟ اجازه هست خیال کنم، بازم میای می بینمت؟ با اون چشای مهربون، دوباره چشمک می زنی؟ طپش طپش با چشمكت، غزل بگم برای تو با اتكا به عشق تو، تو زندگی برم جلو؟