هر چی بزرگ و بزرگتر میشیم #اشتباهاتی که مرتکب میشیم کمتر اما #بزرگتر میشن و گاهی اوقات خطرناک تر، اشتباه کردن بد نیست برا همه پیش میاد مهم اینه که قدرت اینو داشته باشیم که بگیم: #من-اشتباه-کردم " که خب من یکی کمتر دیدم آدمی که به راحتی بگه من اشتباه کردم، بعضی وقتا یه #لشکر آدم جمع میشن تا به یه نفر بفهمونن اشتباه کرده و اشتباه خودشو قبول کنه!!!!!اما متاسفانه بازم نمیگه!!!! همیشه #زمین و زمان و در و دیوار و این و اون #مقصرن هیچوقت من مقصر صد در صد نیستم!!! اگه این حس من بی #خطا هستم نبود شاید خیلی از کدورت ها و دردها و مشکلات هم نبود! شاید #بخشیدن راحتر بود.
داشتیم اخبار 20:30 میدیدیم که داداشم زد شبکه پویا تا #باب-اسفنجی نگاه کنهآبجیم گفت:بزن شبکه 2 داداشم:نعآبجیم:نکن مهیارما رو #فدای باب اسفنجی نکن حالا مااصن باید بودی میدیدی چطور میگفت
مگه نمیدونی دانایی واقعی اینه که انسان به نادونی خودش معترف باشه و فکر نکنه دو مثقال آگاهش و دانشش، دانایی حساب میشه اونهم در بیکران علم خدا. اینهم کلاس حکمت امروز
گفتگوی داداشم با رفیق استقلالیش؛ مهیار شبکه جام جم دیدی؟یه بازی از #پرسپولیس-استقلال نشون داد که پرسپولیس یک بر هیچ از استقلال باخته بود؟! داداشم؛خب تو شبکه #مستند یا #ورزش دیدی؟! رفیقش؛نه چطور؟! داداشم؛هیچی اونجام نشون داد که #پرسپولیس#شش تا #گل بهتون زده رفیقش داداشم اینم من
نارمیلا یه دفترچه حساب آورده که سال #هشتاد براش ده تومن حساب باز کردن، با خنده و ذوق میگه دفترچه ام ده تومن موجودی داره بهش گفتم الان دیگه برگه های دفترچه بیشتر از ده تومن می ارزه
تو یکی از دیدگاهای پستم به #استاد گفتم #دبیر البته الان پاکش کردم اما نمی دونم چرا هیچوقت نمیتونم درست بگمزمانی که باید بگم دیر میگم استاد و زمانی که باید بگم استاد میگم دبیر خب از اول یه اسم میزاشتن براش تا منم راحت باشم
بعضی ها همش دنبال اینن که یه #الگو داشته باشن خودشونو به آب و آتشیش میزنن تا مثل اون الگوشون بشن اما من هیچوقت نتونستم به این سوال ذهنم که کی میتونه الگو باشه برام تا ازش رفتار و گفتار صحیح و یاد بگیرم جواب درستی بدم هر روز که بزگتر و به قولی پخته تر میشم سلایق و افکارم هم تغییر میکنه اینه که هیچوقت نمی تونم به طور #مطلق و ثابت بگم از اخلاق و رفتار یه شخص خاص خوشم میاد و فلانی الگوی منه!و نمی دونم این خوبه یا بد؟!؟!
دیشب کنار مامانم و خانوم همسایمون نشسته بودم اما فقط جسمم اونجا بود هوش و حواسم دنبالر بود همسایمون به من گفت: حالا تو که اونجاهایی یه نگاه کن ببین بستک بارون نمیاد من: چی؟چکار کنم؟ نه بارون نیست الان اخبار گفتش که بارندگی نداریم خیال میکرد من میام نت کارای مفید انجام میدمبرام جالب بود
#اعتراف میکنم همیشه دقیقه نودی ام و همه کارامو میزارم برا لحظه آخر و پشیمون میشم اما هر دفعه روز از نو روزی از نو مثال خوبش هم شب امتحانی بودنمه دیگه بدشو خدا بخیر بگذرونه!
مـبـارکـا بـاشـی بـانـو :**
13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه قبلممنون عزیزم
همچنین شما
روزت مبارک
13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 44 دقيقه قبل:**
13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 37 دقيقه قبل