ENSAN
1 ماه از عمرمون گذشت و تموم شد . شاید بهترین ماه عمرمون . قبلا کجا بودیم . الان کجاییم؟
تفال به حافظ
نتایج کنکور که می خواست بیاد فال گرفتم به خدا راست میگم اومد : مزده ای دل که مسیحا نفسی می اید .... تهش رتبه ام شد یک سوم رتبه ای که فکر میکردم
ahmad dastan
از تنهایی تا زیبایی فقط یک کلمه را هست عشق آن هم از نوع خدایی...................
ahmad dastan
من ، يه غريبه ، توي شهر بي وفايي تو ،-- خود فرياد ، توي اوج بي صدايي **** من ، تك و تنها ، توي اين زمونه ي پوچ--- تو خود مقصد ، بهترين جا واسه ي كوچ **** من ، يه درختم ، خشك و بي برگ توي بيشه---- تو ، گل سرخي ، شاد و خندون تا هميشه **** من ، يه جزيره ، كه جدا از همه خاكه---- تو ، مثل دريا ، كه وسيع و صاف و پاكه **** من ، پر ظلمت ، پر وحشت و سياهي---- تو ، خود نوري ، مثل خورشيد مثل ماهي **** من ، خالي از خويش ، گمشده تو بينهايت----- تو ، مثل كوهي ، پر غروروبا صلابت **** من ، يه پرنده ، سرنوشتم يه قفس بود------ تو ، يه قناري ، آرزوت يه هم نفس بود **** من ، پر گريه ، پر التماس و خواهش------ تو ، ميكشيدي ، بر سرم دست نوازش **** من ، مثل فرهاد ، جان به راه عشق داده------ تو ، تا ته عمر ، دل به غير من نداده
ahmad dastan
از بس بدی کارم شده افتادم از چشای تو....اقا به پات میافتم بوسه می دم به پای تو ... دیگه نگام نمی کنی ، با غصه دارم میزنی .... هر چی میگم دوست دارم ولی کنارم میزنی.... چیزه زیادی نمی خوام فقط منو رها نکن ..... مثل غریبه ها اقا به صورتم نگاه نکن....
ahmad dastan
بهر هر یاری، که جان دادم به پاس دوستی دشمنی ها کرد با من، در لباس دوستی ...
ahmad dastan
خدایا ! سلام. باز هم کسی اومده که هر بار میاد چیزی که می خواد میگیره و میره .... این یک بار اومده یاد بیگیره باید وایسه . تنها که میشه یادت تو میفته امده یاد بگیره با هر کس که باشه باید یادت باشه . این بار اومدم خودت رو از خودت بخوام اما کمک می خوام......
ENSAN
عجب صبری خدا دارد‘/اگرمن جای او بودم!!/ همان اول که اول ظلم رامی دیدم از مخلوق بی وجدان‘جهان را باهمه زیبایی وزشتی به روی یکدگرویرانه می کردم/ عجب صبری خدا دارد‘/اگرمن جای او بودم!!/ که درهمسایه چندین گرسنه چند بزمی گرم عیش ونوش می دیدم‘/نخستین نعره مستانه را خاموش آندم برلب پیمانه میکردم./ عجب صبری خدا دارد‘/اگرمن جای او بودم!! که می دیدم یکی عریان ولرزان/دیگری پوشیده ازصد جامه رنگین/زمین وآسمان راواژگون/مستانه می کردم/ عجب صبری خدا دارد/اگرمن جای او بودم!!/ نه طاعت می پذیرفتم/نه گوش ازبهراستغفاراین بیدادگرها تیزکرده/پاره پاره درکف زاهد نمایان سجه صد دانه می کردم/ عجب صبری خدا دارد/اگرمن جای او بودم!!/ برای خاطرتنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان/هزاران لیلی نازآفرین را کوبه کوآواره ودیوانه می کردم/ عجب صبری خدا دارد/اگرمن جای او بودم!!/ به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان/سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم/ عجب صبری خدا دارد/اگرمن جای او بودم!! /به عرش کبریایی/با همه صبر خدایی/تا که می دیدم عزیزنابجایی/نازبریک ناروا گردیده/خواری می فروشد/گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.{-47
ahmad dastan
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
ahmad dastan
همیشه یکی بود یکی نبود ....