دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ahmad dastan

نگر تا این شب خونین سحر کرد ... چه خنجر ها که از دل ها گذر کرد .... درباره »
ahmad dastan
مرد - مجرد
امتیاز: 1011

دنبال‌شدگان

(201 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(256 کاربر)

گروه‌ها

(32 گروه)

بازدید

ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

هنوز هم اینجا به انتظار تاریخ نشستیم ..... تاریخ خوان شدیم ، نه تاریخ ساز !

ahmad dastan
bache.jpg ahmad dastan

انگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاهه مطمئن هستی بر من تکیه کن. سوره نمل ایه ۷۹ / انگاه که نا امیدی بر جانت پنجه افکند ورها نمی شوی به من امیدوار باش. سوره زمر ایه۵۳ /انگاه که دوست داری به ارزویت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت کنم. سوره فاطر ایه ۵ / انگاه که روحت تشنه ی رازونیاز است اهسته من را بخوان. سوره اعراف ایه ۵۵ /انگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم . سوره بقره۱۵۲

و 3 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

آی دلم تنگه بابا بزرگ هاست ... تو رو خدا اگه کسی بابا بزرگش هست ...

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
bache3.jpg ahmad dastan

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم// بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم // به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم // ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم // چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت! //که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم// زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم؟// که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم// خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد// که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
ahmad dastan

أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء برای @☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
9985_972.jpg ahmad dastan

سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده. مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه! این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم. برای ادامه هم برید لینک : [لینک] اوج .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
ahmad dastan

بهترین جوک های ترکی و لری و رشتی ... ( دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
images.jpg ahmad dastan

چه دردیست در میان جمع بودن /ولی در گوشه ای تنها نشستن / برای دیگران چون کوه بودن / ولی در چشم خود آرام شکستن

ahmad dastan
ahmad dastan

نمیدونم .. شاید اینقدر دنیا تاریک شده که آدمهاش از زندگی بریدن ... ولی ایران شرایط بدتری رو هم داشته ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

به امکان زیبایی انسان فکر کنید ... تا کجا میشود پیش رفت ... اه خدا !!!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ahmad dastan
images.jpg ahmad dastan

ای پیک راستان خبر یار ما بگو ... احوال گل به بلبل دستان سرا بگو ...

این ارسال را بازنشر کرده است.