ahmad dastan
دیر گاهی است که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام / وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غمها شده ام / مگر آیینه زمن بی خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام / کاش چشمان مرا خاک کنند / تا نبینم که چه تنها شده ام
ahmad dastan
مرگ حق دارد که از من روی برگردانده است ... زندگی در کام من زهر هلاهل ریخته
ahmad dastan
دهه ی هفتادی .... به کدوم خدا ایمان داری؟
ahmad dastan
تنها به دنیا آمدم ... هیچگاه معنی عشق را احساس نکردم ... تنها هم خواهم رفت
ENSAN
گاهی دلمان از خودمان نمی گیرد...
ENSAN
از طرف همه یک خسته نباشید به همه کنکوری های 91 که عضو دنبالرند..... کنکور 91 هم گذشت با همه خوبی و بدی هاش .... تهش یک خاطره
ENSAN
صدای ناز می آید ... صدای کودک پرواز می آید ... صدای رد پای عشق پیدا شد .... معلم در کلاس درس حاضر شد ... یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد بر پا .....معلم گفت عزیزم جان من بنشین چه درسی ؟ فارسیداریم ... کتاب فارسی بردار آب آب را دیگر نمی خوانیم .... بزن یک صفحه از این زندگانی را .....