ENSAN
ر بهار زندگي احساس پيري مي کنم/ با همه ازادگي فکر اسيري مي کنم /بس که بد ديدم ز ياران به ظاهر خوب خود/ بعد از اين بر کودک دل سخت گيري مي کنم
ahmad dastan
درد دل یک دختر شهید با پدرش: سفرش طولانيست ؛ او كجا رفته مگر ؛ او كه هرگز دل بي مهر نداشت ؛ او كه هر روز مرا ميبوسيد؛ او كه مي گفت «برايش به خدا دوري از ما سخت است»؛ پس چرا دير نمود. آري من ميدانم كه چرا غمگين است؛ علت تأخيرش من فقط ميدانم؛ آخر آن موقعها، حرف قرآن و خدا و دين بود؛ كربلا بود و هزاران عاشق؛ همه مسئولين چون رجايي و بهشتي بودند؛ حرف يك رنگي بود؛ ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت؛ همه خواهرها زير چادر بودند؛ صحبت از تقوا بود؛ همه جا زيبا بود؛ جاي رقص و آواز ، همه جا صوت قرآن ميآمد؛ همه خط ها روشن، خوب و خوانا بودند؛ حرف از ايمان بود؛ حرف از تقوا بود. .....اما امروز پدر، درد و دل بسيار است؛ همه آنچه به من ميگفتي، رنگ ديگر دارد يا بسي كم رنگ است؛ خط كج گشته هنر؛ بيهنران همگي خوب و هنرمند شدند؛ كج روي محبوب است. در مجالس و سخنرانيها جاي زيباي شهيدان خاليست؛ يا اگر هست از آن بوي ريا ميآيد. حرف از آزادي است، حرف از رابطه با امريكاست؛ آري من ميدانم، علت اندوه تو اينست بابا؛ پدرم من اين بار مينويسم كه اگر برگشتن ز برايت سخت است ما بياييم برت؛ تو فقط آدرست را بنويس؛
ahmad dastan
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که بر خاست مشکل نشیند
ENSAN
تعریف انسان این روز ها بدجور دچار تغییر شده .... یکی به من بگه انسان یعنی چی ؟؟؟
ahmad dastan
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت... عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت
ahmad dastan
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق ..... هر دم از نو غمی آمد به مبارک بادم
ENSAN
خسته ام.. خسته تر از یک مرداب .. خسته ام از دوستانی که تعداد دوستانشون اینقدر زیاده که حتی فرصت فکر کردن بهت رو ندارن
ahmad dastan
می خواهم عادت کنم ، عادت نکنم ...
ahmad dastan
آقا اگر بخواهید بجنگیم هم ، ما هنوز مردان جنگیم ... گوش بزنگ فرمان شما
ENSAN
سلامتی هر چی ادم های باحاله روی زمینه که تا اخرین لحظه ی دنیا ادم میمونن کار ندارن دنیا تمومه یا نه !!! یکی دو روز بعد پایان دنیا
ahmad dastan
یا علی گفتیم و عشق اغاز شد....