ahmad dastan
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است . جااولیور هاینز
ahmad dastan
آهای زمین ... یه لحظه تو نفس نزن ... تا اروم بگیره یک شکسته تن
ahmad dastan
چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم وقتی کل زندگی گریه داره !
ENSAN
بیاا بگشاي در، تا پرگشايم بسوي آسمان روشن شعر /اگر بگذاريم پرواز كردن/ گلي خواهم شدن در گلشن شعر
ENSAN
خداوند با دستان تو دست انسان گرفتاری را گرفته است ، وقتی دست افتاده ای را میگیری و لبخند را مهمان قلبش می کنی ؛ و این چه زیباست. نازنین ، دستانت نورانی و بوسیدنی شده اند ...
ahmad dastan
تنها جايي که حجاب داشت هنگام نماز خواندن بود ... گويا تنها کسي که به او محرم نبود خدا بود.
ahmad dastan
این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریخته ... موج ماهیهای عاشق را به ساحل ریخته
ahmad dastan
تا که بودیم نبودیم کسی ... کشت ما را غم بی هم نفسی ... تا که رفتیم همه یار شدند ... خفته ایم و همه بیدار شدند ...
ahmad dastan
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل .. اسیر نفس شیطانی چه حاصل
ahmad dastan
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی .... ز بامی که برخاست مشکل نشیند
ahmad dastan
امشب از حسرت رویت دگر آرامم نیست ... دلم آرام نگیرد که دلارامم نیست