مـــهــدی اهوازی
می خواهم .... بر پنجره ی ترک خورده ی تنهایی ام _ ضربدر بی رحمی _ بچسبانم چیزی از جنس ...رفع ابهام...
مـــهــدی اهوازی
عشق اين است که تو .....با صداي من سخن بگويي..... و با چشمان من ببيني ....و هستي را با انگشتان من کشف کني...
مـــهــدی اهوازی
دنیا پر است از بغضهایی که .....ناگاه می گیرند و می بارند... باید به گوش آسمان درس زمین خواند ...
مـــهــدی اهوازی
کلمه ها خواب می بینند : دستی به دستی می رسد و دلی به خانه باز می گردد . . بیدار که می شوند دست های بریده ی بسیاری بر کاغذ می بینند و خرده شکسته ی دل هایی که گوش تا گوش کاغذ را گرفته!!!!!
مـــهــدی اهوازی
صلح کرده ام با سکوت سکوت جونده ای که حالا به گلویم رسیده است....
مـــهــدی اهوازی
سلااااااااممممممم العلیکم
مـــهــدی اهوازی
پای در کفش آسمان کردم... دیشبی را که سخت باریدم.....
مـــهــدی اهوازی
کلمه ها خواب می بینند : دستی به دستی می رسد و دلی به خانه باز می گردد . . بیدار که می شوند دست های بریده ی بسیاری بر کاغذ می بینند و خرده شکسته ی دل هایی که گوش تا گوش کاغذ را گرفته!!!!!
مـــهــدی اهوازی
استعاره هایم... آنقدر رک شده اند،..... که دیگر جرات نوشتنم نیست!! بگذار سکوت کنم! تا دیگر بار... این من دلتنگ .... در پرده ی اسرار بماند!!!!
مـــهــدی اهوازی
فرشتگی کردم سالها,فرشته بودم روزها, ولی یک روز بالم شکست از بس پرزدم برای حوصله پرواز... به دنبال کپه نوری بودم که درمان بداند از بس که تابیده از ازل تا حالا... به دنبال چشمه ای بودم که تشنه تشنه سیراب شدن بداند از بس که نوشیده از ازل تا حالا... به دنبال دستی بودم که انگشت اشاره بداند از بس که نشانه می نداند از ازل تا حالا... به دنبال برادری بودم که برادری بداند عباس عباس از بس که وفاداری کرده از ازل تا حالا... فرشتگی کردم سالها,فرشته بودم روزها, ولی یک روز بالم شکست از بس پرزدم برای حوصله پرواز تا پرم به پرت گرفت
مـــهــدی اهوازی
جهنم اینجاست وقتی من امروز می میرم و باز فردا زنده ام ................
مـــهــدی اهوازی
دلتنگ فرشته ای هستم که یهو اومد و یهو رفت
مـــهــدی اهوازی
@tanha-to-mimani دلشوره اگر هست تویی تو/ صد خاطره در محفل من هست تویی تو /غیر از تو کسی در دل من جای ندارد/ یک دوست اگر حاصل من هست تویی تو
مـــهــدی اهوازی
زندگی دو نیم است:نیم اول در انتظار نیم دوم و نیم دوم در حسرت نیم اول.
مـــهــدی اهوازی
در انتظار کدامین صبح نشسته ای ؟ ای در پیله ی حریر ، کدام پروانه را در سرنوشت خود از سر نوشته ای ؟