مـــهــدی اهوازی
مهم نیست فردا چی میشه مهم اینه که امروز دوستت دارم ،مهم نیست فردا کجایی مهم اینه که هر جا باشی دوستت دارم ،مهم نیست تا ابد با هم باشیم مهم اینه که تا ابد دوستت دارم، مهم نیست قسمت چیه مهم اینه که قسمت شد دوستت داشته باشم !!
مـــهــدی اهوازی
ک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای؟ بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم میزنی دردم از لیلاست آنم میزنی خسته ام زین عشق دلخونم مکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو / این لیلای تو ..... من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم. در رگ پنهان و پیدایت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم. صدقمار عشق یکجا باختم کردمت آواره صحرا نشد گفتم عاقل میشوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی.. دیدم امشب با منی گفتم بلی.. مطمئن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خارت کرده بود درس عشقش بی قرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم. صد چو لیلا کشته در راهت کنم
مـــهــدی اهوازی
خیلی ادعای تدیّن داشت، اما به مکّه که رسید ـ کنار کعبه ـ برای خدا، فاتحه خواند؟!
مـــهــدی اهوازی
خدایا فقط تو حق داری من را ببوسی پیشانی ام را آنوقت من هم با کبودی عارفانه اش میتوانم ریا کنم !!!!!!
مـــهــدی اهوازی
گر دروغ رنگ داشت؛ هر روز شايد، ده ها رنگين کمان، در دهان ما نطفه می بست، و بيرنگی، کمياب ترين چيزها بود. دکتر علی شريعتی
مـــهــدی اهوازی
جلو کوه داد بزني محبت بر ميگردد محبت! تو از سنگم کمتري؟؟
مـــهــدی اهوازی
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی….
مـــهــدی اهوازی
حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات باشه، قبول. لااقل این نکته را بدان: آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم در سینه می تپید دلم بود نامهربان، خداحافظ
مـــهــدی اهوازی
برگرد… یادت را جا گذاشتی. نمی خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمی گردی
مـــهــدی اهوازی
آه، تنهایی ما غمگین است / درد دوری به دلم سنگین است / یاد ایام گذشته به دلم / زنده بادا که چقدر رنگین است
مـــهــدی اهوازی
تو گفتی از دلتنگی ام برایت بنویسم ، اما فکرش را نکردی دفتر دلتنگی هایم در قلبت جا نمی گیرد.
مـــهــدی اهوازی
فکر ميکردم تو همدردي! ولي نه! تو هم دردي