تو زندگی به یه جایی می رسیم که، تازه می فهمیم اونی که زود ازمون می رنجه و زود می ره، زودم بر می گرده. اما خدا نکنه یکی دیر برنجه و دیر بره. اونوخ دیگه بر نمی گرده. یه جاهایی از زندگی باید ترمز دستی کشید . وایساد فک کرد.
عاشق پاییز شده ام از فصل بی برگ زندگی ، فصل خالی از برگ خاطرات خسته ، فصل پر "مهر" حضور تو ، فصل" آبان" اشتیاق تو ، فصل " آذر " چشمان تو ، من عاشق پاییز شده ام به اقرار یک پرستوی مهاجر ، شاعر لحظه های سبز حضور تو می شوم و نقاش درخت قامت تو ، من عاشق پاییز شده ام . . .
وقتی که چشم بسته روی طنابی که یک سرش در دست تو بود ، بنــد بازی می کردم دریافتم که همیشه در عشق ، مساله اعتماد بوده است. میان چشم های بسته من و دست های لرزان تــو !!

13 سال و 30 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبل
13 سال و 29 روز و 22 ساعت و 12 دقيقه قبل