کــآشـ ـ زمسـتــآטּ برگـردد .. تــآ نــَفس عـَمیقـے بکشــَمـ ـ .. و خــُنـَکـ ـ هــآے بـآراטּ و نــَسیمَـشـ ـ ، مــَرحــمے بــآشــَد بـــَر دِل ســـــوخــته امـ ـ ...!
من عشق تو را از باغ پر از عطر صداقت چيدم .... بر سر طاقچه ي بوسه ي روح خودم بگذاشتم ...تا كه پر كند بوي عشق تو اين خانه ي دل ...و بيرون رود از آن حس بد تنهائي ... گمنام