يك بارقه اميد ، كافيست دل ما را .... با تك نگه مهرت ، روشن شود تارا .... بر مصدر هر قلبي ، تا عشق تو شد حاكم .... پر ميشود از احساس ، قلبي كه بود خارا ... گمنام بر امام زمان صلوات
اين روزهـآ حِسے دارَم آمیختہ با دلتَنگے کَم مے آورم بازوانے مے خواهَم که تَنگـ در بَرم گیرنــــد اَما نَه هر بازوانے فقط حـصار آغوش تـــ ـ ـ ♥ـ ــو . . .