@sasha وقتی دلت خسته شــد، دیگر خنده معنایی ندارد... فـقـط می خندی تا دیگران، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد! وقتی دلت خسته شــد، دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند... فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای! وقتی دلت خسته شــد، دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن...
@★فــــــــاطـــمـــه★ براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس..
مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم بودند و از خستگی به خواب رفتند. ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوقه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد. بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد. ... در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟ مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را باهم بودیم !!! زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی. ================ نتیجه اخلاقی : مردها همیشه راستگو هستند.
یک شب که مرد و همسرش توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودن. در حالی که احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر میشد یک دفعه خانم برگشت و به مرد گفت: - من حوصلهاش رو ندارم فقط میخوام که بغلم کنی! - مرد: چی؟ یعنی چه؟! و اون جوابی رو که هر مردی رو به در و دیوار میکوبونه بهش داد: - تو اصلاً به احساسات ... (حق با کیست؟)
یک عدد #مخاطب ، بسی دلنشین ، بسی دوست داشتنی ، در خیالات اینجانب ، در رؤیاها ، در آرزوها ، در نداشتههای اینجانت ، گم گشته ... لذا ضمن تشکر از یابندۀ محترم ، خواهشمندیم این موجود الهی را تحویل این بندۀ حقیر دهد . باتشکر