دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضاشاعرِاصلاح طلب

اینجا اومدنم و بودنم درست نبود... اما بـــرمی گـردم... شک نکنید... درباره »
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
مرد - مجرد
امتیاز: 5751

دنبال‌شدگان

(837 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(675 کاربر)

گروه‌ها

(37 گروه)

بازدید

علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

من اممهم تر از هر چيزی توی واسه من شدن شماسمثلن ديدگاهامو -با این که سخته و حوصله میخاد- بلند و رنگی و خوشکل مي نويسم تا در حد توانم کاری کرده باشم که خوشحال شينیا با -در حدّ توانم- سعی می کنم این کارو بکنمیا اگه قرار باشه تولّد کسيو تبريک بگم حتمنِ حتمن تا جايی که بتونم سنگ تموم می ذارم-می تونین تبریک تولّدامو ببینید یا از اونایی که بهشون تبریک گفتم بپرسید-یا بیشتر وقتا هر کاربر جديدی رو که ببينم و می کنمحتّا تقریبن همیشه اگه کسی فقط منو هم بکنه، موقع تاييد هم مي کنم و هم اونايی که منو می شناسن می دونن؛ با کسی بحث نمی کنم و سعی می کنم حتّا اصطکاکی با کسی نداشته باشمو این که هرگز شکلک نامتعارفی واسه دخترا نمی ذارم...

ツ سارینا ツ
ツ سارینا ツ

یکی بره ببینه آهنگ پروفایلم میخونه

علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

چشمان غزل نوش تو را می خواهم/ از حرف پرم، گوش تو را می خواهم/ نزدیک بیا، مرا بغل کن لطفن/ آرامش آغوش تو را می خواهم/

علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

ابری بده آرام بگیرم در تو/ رودی هستم که ناگزیرم در تو.../ نزدیک بیا مرا بغل کن آرام/ بگذار که آرام بمیرم در تو/

این ارسال را بازنشر کرده است.
علیرضاشاعرِاصلاح طلب
علیرضاشاعرِاصلاح طلب

استکان های خالی را که نگاه می کنم/ گلویم،/ به خاطر چای هایی که با تو نخورده ام،/ چقدر می سوزد.../

ѕнιмα
ѕнιмα

سوال دارم ،

ҳҲ̸ҳღ♥مانیا•ҳҲ̸ҳღ♥
ҳҲ̸ҳღ♥مانیا•ҳҲ̸ҳღ♥

امروز روز جهانی "فضولیه" ۱ سوال که ته دلت مونده ازم بپرس قول میدم جواب بدم !

فاطمه غنچه دنبالر
images-1.jpeg فاطمه غنچه دنبالر
توسط موبایل

@علیرضاشاعرِاصلاح طلب علیرضا آقا پلیسه بهت گیر داد....

ҳҲ̸ҳღ♥مانیا•ҳҲ̸ҳღ♥
ҳҲ̸ҳღ♥مانیا•ҳҲ̸ҳღ♥

یعنی تصور نمی کنم تو کل کائنات یک نمونه از جنس مذکر باشه که نرینه تو اعصاب آدم !!! من در طول سالیان متمادی هرگز یه نمونه ی شادی بخش از اینا ندیدم !

آلبالو خانومیツ
آلبالو خانومیツ

بعد رفتم سالن مطالعه ... دیدَم که مهرنوش و فرزانه و زهرا و مهسا شوخی میکنن میخندن باهم ... بعدِش من مثلا حواسَم و پرت کردم که دارَم درس میخونَم و اصنم صدای خنده هاشونو نمیشنوَم! بعد یادِ دوستای خودَم افتادم که ما هم با هم میخندیدم و شوخی میکردیم! ولی حالا نیستَن که ... بعدِش خُب اومدَم سایتِ دانشکده بیام دنبالر چرت و پرت بگم که صدای شوخی و خنده کسی رو هم نشنوم تازه !