دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مِی فروشی در لباسِ پارسا برگشته است / آه از این نفرین ، که با دستِ دعا برگشته است / پینه های دست و پا سر زد به پیشانی عجب / کُفر ، با پیراهنِ زُهد و ریا برگشته است / داد از این طرزِ مُسلمانی که هر کَس در نظر / قبله را می جوید ، اما از خدا برگشته است ... !/ [فاضل نظری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کم آواز هـــــــــــــــــــــــرگز نبینی خجل / جُوی مـــــــــشک بهتر که یک توده گِل / بهایم خــــــــــــــــــــــموشند گویا بشر / زبان بســـــــــــــته بهتر که گویا به شر / از آن مردِ دانا دهان دوخــــــــــــته ست / که بیند که شمع از زبان سوخته ست ... !/ [بوستان / استاد سخن سعدی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق، عشق مي آفريند ... عشق زندگي مي بخشد ... زندگي رنج به همراه دارد ... رنج دلشوره مي آفريند ... دلشوره جرأت مي بخشد ... جرأت اعتماد به همراه دارد ... اعتماد اميد مي آفريند ... اميد زندگي مي بخشد ... زندگي عشق مي آفريند ... عشق عشق مي آفريند ... و این چرخه تا ابد ادامه دارد ... !/ [مارگوت بیکل / برگردان : احمد شاملو]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اما شعر تو می‌گه، که چشم من تو نخ اَبره، که بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه، آخ اگه بارون بزنه ... غروب سه‌شنبه خاکستری بود، همه انگار نوک کوه رفته بود‌ن ... به خودم هی زدم از این‌جا برو، اما موش خورده شناسنامه‌ی من! ... عصر چارشنبه‌ی من! عصر خوش‌بختی ما! ... فصل گندیدن من! فصل جون‌سختی ما ... !/ [فرهاد مهراد / هفته خاکستری]

مهدی برفی
مهدی برفی

@✔ عـلـ[بابا]ــی درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـــــد یکی زشب گرفتگـان چـــــــراغ بر نمـی کُنـــــــــد کسی به کوچه سار شب، درِ سحــــــر نمی زنــــد نشسته ام در انتظـــــــــــار این غبار بی ســـــوار دریغ! کـــز شبی چنین، سپیــــــده سر نمی زنـــــد گذر گـــهی است پر ستــــم که اندر او به غیر غم یکی صلای آشنــــــــــــا به رهگـــــــــذر نمی زند دل خــــــــــراب من دگـــــــــر خرابتـــــر نمی شود که خنجــــــــر غمت ازین خـــــراب تر نمـــی زند! چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بستـه ات؟ برو! که هیچکس ندا، به گوش کـــــــــر نمی زند! نه سایه دارم و نـــه بر،بیفکننـدم و ســـــــــزاست وگرنـــــه بر درخت تــــــــر، کســـــی تبر نمی زند!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم ...!/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کجایی آشنای من؟ دلم گرفته از خودم / پُر از بهانه ی تو و هوای پر کشیدنم / کجایی آشنا ببین چگونه در خودم گُمم / بیا که بی تو من، دوباره بی بهانه ام ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت / مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را / حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید / بفرستند رفیقان به تو این بندش را : / «منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر / لای موهای تو گم کرد خداوندش را » ... !/ [کاظم بهمنی]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دست بردار پتروس ...! بگذار دنیا را آب ببرد ... در دنیایی که ... اقیانوس آرامَش، به دنبال آرامِش می گردد ... صد سد هم بسازی، فقط ... مشق شب بچه ها را زیاد می کنی ... !/ [شهناز اسحاقی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من نمی دانم عصایم را چرا گم کرده ام / هیچ یادم نیست چشمم را کجا گم کرده ام / سایه ای بی نام هستم پایمال جاده ها / سالیانی می شود که راه را گم کرده ام ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بی تو بزم گل و مهتاب چه خواهد بودن؟ / عیش گلگشت و می ناب چه خواهد بودن؟ / وه که وصل تو شبی، گر چه خیال است و محال / گر میسر شودم، خواب چه خواهد بودن؟ ... !/ [مهدی اخوان‌ثالث / م.امید]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

جهان پیر است و بی‌بنیاد، از این فرهادکُش فریاد ... که کرد افسون و نیرنگش، ملول از جان شیرینم ... !/ [حافظ]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }●▬ஜ۩۩ஜ▬●