دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
چو ایران نباشد1.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

بناهای آبـاد گــردد خـراب / ز بــاران و از تــابش آفتاب / پی افکندم از نظم کاخـی بلنــد / که از باد و باران نیابد گزند / بسی رنج بردم درین سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی / نمیرم ازین پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام ... !/ [25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی خردمند گرامی باد / خط بی نظیر استاد امیرخانی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تکرار یاد تو تکراری نیست! ... هر بار از تو نوشتن اتفاق تازه ایست ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود ... یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه ... !/ ["حامد عسکری"]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آنکه بی‌باده کند جان مرا مست کجاست؟ / و آنکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟ / و آنکه سوگند خورم، جز به سر او نخورم / و آنکه سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاست؟ ... !/ [مولانا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باید امشب بروم! ... باید امشب چمدانی را که، به اندازه‌ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم ... و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست ... رو به آن وسعت بی واژه ... که همواره مرا می خواند ... !/ [سهراب]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گفتم: «پرنده؟» ... گفت: «اینجا پرنده نیست، اینجا گُلی که باز کند لب به خنده نیست» ... گفتم: «درون چشم تو دیگر ...؟» ... گفت: «دیگر نشان ز باده ی مستی دهنده نیست ... اینجا به جز سکوت، سکوتی گزنده نیست!» ... !/ [حمید مصدق‌]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

پدر می‌گفت: ... با دو دسته نمی شود بحث کرد ... بی سواد و باسواد ... !/ [عباس معروفی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس روز1091.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

Ergaki, Krasnoyarsk State, Russia / Photo and caption by Alexander Nerozya

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بر سرِ راهِ تو استاده بلاتکلیفم ... بارِ عشقت به سرِشانه، نگفتی چه کنم؟ ... !/ [راحله یار]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بیشه شیران شَرزه بود، دو چشمش / کاش به سویش نرفته بود غزالم / هر که جگرگوشه داشت خون به جگر شد / در جگرم آتش است از که بنالم؟ ... !/ [فاضل نظری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس روز1090.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

Moncure, North Carolina, USA / Photo and caption by Brad Lenear

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه چيـز در اين جـهان، غريبانه‌تـر از کَسی اسـت، كه ... خودش را، و تنهايی‌اش را بغل می‌كند و مي ‌بوسـد ... اما حاضـر نيـست ديگر كَسی‌را دوسـت بدارد ؟ ... !/ [مريم ملك‌دار]

این ارسال را بازنشر کرده است.