دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دم عيد بري خريد،فروش ويژه ي نوروزيه و اجناس به قيمت خريد فروخته ميشن. تابستون بري خريد،به علت تغيير شغل اجناس به قيمت خريد فروخته ميشن. پاييز بري خريد،به علت بازگشايي مدارس اجناس به قيمت خريد فروخته ميشن. زمستون بري خريد،به علت تغيير فصل و رسيدن بار جديد اجناس به قيمت خريد فروخته ميشن. کلا ما هميشه جنس ارزون داريم ميخريم. خدايا شکرت ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مردي نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت براي دكتر تعريف كرد . دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود ... مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تا چند کنی قصه اسکندر و دارا ... ده روزه عمر این همه افسانه ندارد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خداوند میفرماید: تو ای زیباتر از خورشید زیبایم ... تو ای والاترین مهمان دنیایم ... بدان آغوش من باز است شروع کن ... یک قدم باتو تمام گامهای مانده اش بامن ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گاهی وقتها آشناهایمان غریبه هایی هستندکه ... تنها اسمشان را میدانیم ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بیشترآدمها مثل کتاب می مونن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها بایدجریمه نوشت ... بعضی هارو باید چند بار خوند تا معنیشونو فهمید ... وبعضی هارو باید نخونده دور انداخت ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

موشه میره بیمارستان میخواد خون بده پرستار میگه چند سی سی خون میدید ؟ موشه میگه سیسی میسی رو ولش کن ... بشکه رو بیار پرش کن ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

به غضنفر ميگن ... ميس كال چيه؟ ميگه يه نوع مقياس وزن هست ... نشنيديد؟ مثلا" ميگن يه ميس كال زعفران ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

به طرف ميگن دستشويي چند بخشه ... ميگه دو بخش مردونه و زنونه ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زندگی غمکده ای بیش نبود / بهر ماجز غم و تشویش نبود ... به کدام خاطره اش خوش باشیم! / که کدام خاطره اش نیش نبود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من مور چه ای را مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله چایی بود ... خودم را فراموش کردم که زمانی عاشق [...] بودم که فکر می کردم آدم است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هر چقدر هم هویج می خورم ... باز هم چشم دیدن آدم بی معرفت رو ندارم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در هر کسي که مي نگرم در شکايت است ... در حيرتم که گردش گردون به کام کيست؟ ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نگو بار گران بودیم و رفتیم ... نگو نامهربان بودیم و رفتیم ... بگو با دیگران بودیم و رفتیم ... !