ⓜⓘⓝⓐ
بعضی روزا فقط خسته ام نه تنهام نه غمگینم و نه عاشق فقط خسته ام! : )
ⓜⓘⓝⓐ
من صبورم اما ... بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم
ⓜⓘⓝⓐ
درد ، مرا انتخاب کرد من ، تو را تو ، رفتن را آسوده برو ! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم
ⓜⓘⓝⓐ
سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم …
ⓜⓘⓝⓐ
فکر کردم آسمان را می توان تسخیر کرد آب اقیانوس را با آه خود تبخیر کرد فکر کردم رفتنت را می توان از یاد برد هیچ دانستی ؟ دلم را رفتن تو پیر کرد
ⓜⓘⓝⓐ
چندیست در نبودنت به ساعت شنی می نگرم ، یک صحرا گذشته است !
ⓜⓘⓝⓐ
جسارت میخـواهد!!!نــزدیــک شدن بــه افــکار دختــری...کــه روزهـــا...مــردانه بـــا زندگـی مــیجنـگد ...امــا شـــب هــا...بالــشــش از هـق هق هـای دختـرانه خیـس اســـت..!
ⓜⓘⓝⓐ
آدما مِثلِ عَكســــــ هَستَن ؛ زيادے ڪـــــــه بُزُرگِشون كُنے ، ڪـــــــيفيتشون میــــــاد پايينــــــ !
ⓜⓘⓝⓐ
آدما مِثلِ عَكســــــ هَستَن ؛ زيادے ڪـــــــه بُزُرگِشون كُنے ، ڪـــــــيفيتشون میــــــاد پايينــــــ !
ⓜⓘⓝⓐ
لطفا... کمی مهـربـانتـر بــاش لطفـاً ... ! برای شـانـه ام سنگیـن است. .... ایــن .... ... ســر سنگینـی هـا ...
ⓜⓘⓝⓐ
چقدر خوبه بــــــعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری “از سادگے نیست” شاید دیگه اونقدر واست مهــــــم نیستن،که روشون حساس باشی
ⓜⓘⓝⓐ
یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر ... همین که دستِت رو آروم بگیره ... یه فشار کوچیک بده ... این یعنی من هستم تا آخرش ... همین کافیه
ⓜⓘⓝⓐ
در تنهایی هایم نیز به یاد توام زیرا تو تمام تنهایی هایم هستی....