یه دفه هـــَم رفته بودیم پارک خانواده (یکی از پارکای دزفول) برا طراحـــی .. جدایِ دبیر طراحی، معاونمونم اومده بود .. تو راه که هر دفه داشتیم شلوف میکردیم به یه نحوی ساکتمون میکردن .. . اینش به کنار رسیدیم اونجا معاون گفت من شما بچه های دوم گرافیک رو خوب میشناسم یه مشت دختر فوضول (وحشی) و ناجورین درست رفتار کنین کاری نکنین دیگه برا طراحی بیرون نیاریمتون ... ما هم مثلا گفتیم چشم ... داخل که رفتیم نیم ساعت اول مثِ آدم طراحی بود بعد دبیرمو گفت پاشین استراحت کنین ما هم از خدا خواسته مثِ وحشیا هرطرفی میرفتیم بعد یه رب ما تو زمین بسکتبال رفته بودیم معاون اومده بود جــَمِمون کنه .. من و صدف و سرور سه تایی رفتیم اونورِ زمین که نبینه مارو بعد من گفتم بچه ها بیاین از رو این حفاظا بالا بریم فرار کنیم اوناهم که پایه خلاصه رفتیم و جلو بوفه ها نشستیم باخیالِ راحت داشتیم آلوچه میخوردیم که یهو معاون اومد و گفت چشمم روشن که اینجایین ما ینــــی هر 3تامون این شکلی بودیم از اونورم مرضیه داشت فُشمون میداد که چرا منُ با خودتون نبردین
سوژه ها با مدیر مدرسه که زیادِ اینم یه چشمش لباس کار تنم بود این بچه هایِ کثافط پشتش نوشته بودن مدیر خر است منم از همه جا بیخبر ... بعد داشتم میرفتم تو سالن از جلو دفتر گذشتم دیدم مدیر صدام میکنه گفت غریبی خجالت نمیکشی ... . من فک میکردم تو دختر مودب و عاقلی هستی اشتباه میکردم ... گفتم یا ابرفرض این چشه دیگه .. پرسیدم چی شده گفت روپوشتُ ببین بعد میفهمی چی شده .. وقتی 2 نمره از انظباطت کم کردم میفهمی .. من ینی هنگ بودم بعد قسم و آیه که بابا من از این بی خبر بودم ... گیر داده بود که تا پیدا نکنی کی بوده ول کنت نیستم ... یا از نمرت کم میکنم ... منم رفتم گفتم کی اینکارُ کرده ... صدفیِ احمق (بهترین دوستم تو مدرسه) گفت من بودم بعد منم بیخیال شدم هر روز که مدیر میگفت چی شد میگفتم نمیگن کی بوده ... آخر ترم انظباطم 18 بود
@فوژان فوژی جونم تولدت مبارکایشالا ک 1200 سال عمر کنی بعد هی شیرینی ب سارا بدیخیلی دوست دارمامیدوارم همیشه شاد باشی و ب آرزوهای قشنگت برسی عزیزماون عسکه هم بلد نبودم بیشتر خلاقیت نشون بودم ببخشید بد شد
این چند وقتِ اخیــــــر بِ کل همـــ ه چیــز زجــرآور شده ، اعصابـــم بهم ریختـــم بابت دوسایــی کِ امروز هستن و فردا نیستن ، آقا جان من دیگـــ ه حوصلــــ ه ندارم هعـــی هر روز چیــز جدیدی ببینـــــــم
بعضــی ـآ دیگـــ ه اون آدم ــآی سابق نیستن ، شمــآ خوب مــآ بد ، محیط اینجــآ دیگـــ ه قابل تحمل نیست
باتشکـــــــر از همتــون ../