#اعتراف می کنم همیشه اسم ایشونُ @: ) اَمـــَد آمد می خوندم.. بعد می گفتم یعنی چی آمد؟؟!!! کی اومد؟؟ فسفر می سوزُندم تا بین پستا و شخصیتشون با اسمی که انتخاب کردن یه رابطه برقرار کنم ببینم فلسفش چیه؟؟ خلاصه بعد از مدت ها فسفر سوزوندن فهمیدم احمد ُ نوشتن اَمَد..
قابل ِ نگاه ِ قشنگت رو نداشت ، اما تو سخترین شرایط نوشتم !!!
آخه از ی ِ طرف رسیده بودم ، عجله ای آماده میشدم برم سمت ِ #باغمون . از ی ِ طرف برادرزاده های وروجکم از بندرعباس اومده بودن خراب شده بودن روم ، داشتم آماده شون میکردم و اصن با یه وضعی اون خطاب رو واست نوشتم که نگو
#اعتراف میکنم همیشه وقتی میخوام نمره های دانشجوهای بابامو وارد کنم اول اسماشونو میخونم از هرکدوم خوشم نیاد 0.25 کم میکنم از اونایی هم ک خوشم میاد اگ نمره کم داشتن اضافه میکنم ی بارم حواسم نبود ب جای 5 دادم نیمبعدش بابام اومده بود میگفت دانشجوش زنگ زده گریه ک منو ننداز این ترمهمچین عادمیم من
@ⓜⓘⓝⓐ اعتراف میکنم اون روزی که با اکانت تو اومدم همه پستامو لایک زدم و همه خصوصیاتو خوندمالبته خودت گفتی خصوصیارو بخونی اشکال نداره به خاطر همین منم از کمترین فرصت بیشترین استفاده رو بردمتازه شانس اوردی جواب خصوصیارو ندادم