ⓜⓘⓝⓐ
بعضی روزا فقط خسته ام نه تنهام نه غمگینم و نه عاشق فقط خسته ام! : )
ⓜⓘⓝⓐ
چندان هم دور نیستی ؛ فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !
آری ، “نمیدانم” کجایی ؟
ⓜⓘⓝⓐ
نگران شب هایم نباش … “تنها” نیستم … “بالشم” … “هق هق سکوتم” … “قرص هایم” … … “لرزش دستانم” … همه هستن
ⓜⓘⓝⓐ
قهوه ی تلخ عشق را شکر می ریزیم من هم می زنم تو هم می زنی ناگهان تقدیر … همه چیز را … بر هم می زند…
ⓜⓘⓝⓐ
جایی هست که دیگه کم میاری از اومدن ها , رفتن ها , شکستن ها . .. . جایی که فقط میخوای یکی باشه یکی بمونه نره ، واسه همیشه کنارت باشه من الان اونجام …..! … تو کجایی ؟
ⓜⓘⓝⓐ
راستش را بخواهی از موقعی که رفتی هیچ چیز تغییر نکرده است … من هنوز قهوه میخورم سیگار میکشم پیاده میرم … هستم؛ اما تلخ تر بیشتر تنهاتر
ⓜⓘⓝⓐ
بی تو امشب دارم اتیش میگیرم تو نباشی تکو تنها میمیرم دل تنگم دیگه طاقت نداره با خیالت دوباره جون میگیرم تو نخواستی ک بیادم بمونی تو سکوت شب سردم بخونی تو میخواستی پا بزاری روی قلبم ک شکستی دلمو خوب میدونی....
ⓜⓘⓝⓐ
عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟ عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است . . .
ⓜⓘⓝⓐ
من مثل بادکنکی به دست کودکی هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم نخ را قطع کنی ، میروم پیش خدا !
ⓜⓘⓝⓐ
من صبورم اما ... بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم
ⓜⓘⓝⓐ
درد ، مرا انتخاب کرد من ، تو را تو ، رفتن را آسوده برو ! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم