دیشب درخواب ناگهان خدا درگوش من گفت: تو را چه به عشق؟! گفتم چرا؟ گفت: تو خوابیو عشقت درآغوش دیگری, لبخندی زدمو گفتم: خدایا این مخلوق توست... شاید تو در خوابی، خبر از رسم دنیا نداری...
بعضیا هم هستن هی میگنو #میخندن : ) یه عده دیگه ایی هم هستن میگن: #خوشبحالت اینقد دلت خوشه : l #نمیدونم تو دلِ چه خبرایه / نمیدونن خبرایی هست که کسی ازشون خبردار #نیست . فقط رو هم تَل انبار میشن , واسه همین #مجبوری بگی بخندی تا دستکم برا چند لحظه بهشون #فکر-نکنی , جوری هم #تظاهر کنی که اون عده باورشون شه . باز نمیدون که این بگو بخندآ #فقط واسه اینه که دورو اطرافیانش #کنارش لحظه هایه خوشی داشته باشن , اونام به #خاطرات بدشون فکر نکنن , جالبش #اینجاست تا بخوایی با یکی حرف #دلتو بزنی #میخنده : l بهت بگه ببخشید #نمتونم جلو خندمو بگیرم آخه #بهت-نمیاد اینطوری باشی
عسکای تولد 1 سالگی یاسیی شیطونیی ِ نمیزاشت کلاه بزاریم رو سرش با دست برش میداشت پرتش میکرد تو کیک ولشم نمیتونستیم بکنیم تا ولش میکردیم عکس بگیریم به صورت شیرجه میرفت تو کیکفسقلی
@ⓜⓘⓝⓐ چشمانم را می بندم تمام ذهنم در تسخیر است آفتابگردانِ واژه ها سر به سوی تو خم می کنند همه جا را گرفته ای، پر شده ای بدون حضورت هیچ چیزی معنا نمی شود