استاد داریوش صفوت متولد هفتم آذر ماه ۱۳۰۷ در شیراز متولد شد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته حقوق دانشگاه تهران به پایان رساند. صفوت که از استعداد بالایی در موسیقی سنتی و به خصوص در نواختن سه تار برخوردار بود و نخستین بار پردش ساز را به دستش داده بود، نزد استاد ابوالحسن صبا به تعلم پرداخت و این ارتباط را به مدت ده سال و تا پایان عمر صبا ادامه داد و به قول ابوالحسن مختاباد، سومین شاگرد صبا در کنار استاد حسن کسایی و استاد همایون خرم است که در یک سال اخیر جان به جان آفرین تسلیم کرده است.
او که علاوه بر سه تار نوازنده سنتور نیز بود، اما یک ویژگی متفاوت داشت و آن هم فراگیری سه تار و سنتور از استاد صبا است، حال آنکه بیشتر شاگردان صبا از او ویولن فراگرفته بودند و حتی نقل قولی از صبا درباره صفوت بیان شده که از او به عنوان یکی از دقیقترین و بهترین شاگردان خود یاد کرده است.
با این حال، جنبه علمی شخصیت و سبقه هنری استاد صفوت به مراتب پراهمیتتر از توانمندیاش در نواختن است و خدماتی که این موسیقیدان، ردیفدان و نوازنده برای موسیقی ایران زمین انجام داد، حقیقتاً بینظیر است. صفوت دو بار (یک بار در اواخر سال ۱۳۳۹ و بار دیگر در سال ۱۳۴۲) برای تدریس در مرکز مطالعات موسیقی شرقی در انستیتو موسیقیشناسی سوربن به فرانسه و تحصیل حقوق بینالملل در دانشکده حقوق دانشگاه پاریس راهی فرانسه شد.
صفوت سپس با بازگشت به ایران از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸ به ردیفشناسی موسیقی سنتی ایران و تکمیل سه تار در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد اشتغال ورزید و در ایران اقدام به تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران تحت نظر سازمان رادیو تلویزیون وقت در سال ۱۳۴۷ کرد و تا سال ۱۳۵۹ مدیریت آن را بر عهده داشت و پس از آن نیز در محافل آکادمیک از جمله دانشگاه تهران به آموزش موسیقی سنتی در بسترهای متفاوت نظری و عملی پرداخت و از سال ۱۳۷۶ نیز رسماً بازنشسته شد.
رویکرد این استاد با تأکید بر حفظ و عدم تغییر ساختارهای موسیقی سنتی ایران، به سمت علمیتر ساختن و قراردادن ساختار موسیقی ایران در ساختاری علمی بود و در عین حال او به رشد جایگاه علمی بسیاری از چهرههای شاخص موسیقی معاصر کمک شایانی کرد و این عبارت که ایشان مشق عشق را از او فراگرفتند، کاملاً با سوابق این یادگار صبا تطابق دارد.
زنده یاد دکتر صفوت شاگردان بسیاری داشته اما شاید چهرههایی همچون جلال ذوالفنون، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده و داود گنجهای بیشتر برای عموم آشنا باشند و حتی از خود صفوت نیز بیشتر شناخته شدهاند! با درگذشت او، شاگرد مستقیم صبا تقریباً نایاب شدند و میتوان گفت یک نسل موثر در جهتدهی به آنچه امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران شناخته میشود، این عالم خاکی را ترک کرده است.
پرویز مشکاتیان درباره استاد صفوت گفته است: «من به عنوان کسی که سالها در محضر استاد داریوش صفوت به تلمذ نشستهام، بیهیچ گمانی بر آنم که ایشان از برگزیدگان خداوند هستند. از شهر جانانند و از تبار راستینان این سرزمین، بیهیچ اغراقی... او همیشه صحبت از جایگاه معنوی هنرمند، اخلاق هنرمند و واصل شدن به مبدأ و مأخر و مرکز زیباییها، به طریق اولی چشمپوشی از مادیات و ملموسات دنیا میکرد».
ما چن وخ پیشا طی یک عملیات شهادت طلبانه و از پیش برنامه ریزی شده , پاشدیم رفتیم کنسرت " #احسان-خواجه-امیری" ! گفتیم این " احسان ناله" برامون بخونه! مام بشینیم یه گوشه واس خودمون گریه کنیم ... یُخده دلمون وا شه، یه بسته دستمال کاغذی و یه دیس خُرما هم گذاشتیم پَرِ شالمون، اونجا دست به دست بچرخونیم بین حضار ... ثوابش برسه به روح رفتگانمون ! حالا خوب شد گلاب پاش رو جا گذاشتیم ... این همه راه نبردیم با خودمون (بارسنگینی )... رفیقمون از ب , بسم اله قِری خووووند ... تا خدافظی کرد پاشد رفت و ما رو با یک دنیا سوال بی جواب تنها گذاشت...! حالا من میخوام برنامه ریزی طولانی مدت کنم واسه #داریوش ... فقط میترسم تمرکز کنم روش ؛ از فردا این دایره زنگیه شِینی رو بگیره دستش ! پاشه بره پشت ِ اندی برقصه ... واس چی نمیذارین آدم یه گوشه بشینه غصه شو بخوره ؟
3 روز بود که از حرف زدن عاجز شده بود! تنها کسی که می تونست از جاش بلندش کنه و بغلش کنه تا روی تخت بشینه، #من بودم! شب 22 فروردین بود! بیمارستان 22 آبان لاهیجان! بخش زنان! به همراهِ تخت بغلی سپردم که من بیرون نشستم! اگر کاری داشت ، منو صدا بزنه! 10 دقیقه ای بود که نشسته بودم ؛ داداش! داداش! نگاش کردم، گفت بیا، #مادرت دنبالِ توئه! دوان دوان رفتم و رسیدم! نگاهم کرد و با اشاره گفت که میخواد بره بالاتر! بغلش کردم، گفتم بگو #یا_علی، آروم زمزمه کرد و رفتیم بالاتر! کنارش نشستم، خوابیده بود! یهو بیدار شد، نگام کرد ، اشاره کرد که میخواد بلند بشه؛ بغلش کردم اما نه! #مادرم پیشونیم رو بوسید! بغض کردم رفتم بیرون..