@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ اغو پسر داييم از مكه ميخواست بياد خلاصه دايي زنك زد كه جن ثوز قبل تر بيا كمك و ......خلاصه پاشديم رفتيم اونجا بوديم و هر روز عين. ....خر كار ميكرديم اغو يه دختر هولو بود اسمشم شبنم بود خيلي آمار ميداد و....حيلي هم خوشكل بود اغو دل دادن و قلوه كرفتن و رفتن مركز خريد و....شب رفت حموم من لالا بودم ديدم يكي صدام زد ديدم يه دختره زشت. يه ترسي افتاد تو جونم بعدش ديدم كه شبنم خانوم بدون ارايش شره بود لولو پس نتيجه اخلاقي ميكيريم كه لوازم ارايشي تحريم شه تموم دخترا ميشن لولو و..... بيجاره دوس پسراتون