دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عمو علی (مظلوم و آرام سایت)

ب تو چه هااااااااااااااااااااان؟{-7-} درباره »
عمو علی (مظلوم و آرام سایت)
مرد - متاهل
امتیاز: 6730

دنبال‌شدگان

(481 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(632 کاربر)

گروه‌ها

(48 گروه)

بازدید

نادر(Kamyab)
image002.jpg نادر(Kamyab)

از پشت میله ها، لبهایم را ببوس................ از پشت میله ها از پشت این قفس تنگ و بس عبوس ..............لبهای تشنه را لبهای غنچه گشتهء من را با تمام وجودت ببوس ............................................نخند گفتم ببوس .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
خــانـومـ ســـیــبシ
0.400941001313436549_jazzaab_ir.jpg خــانـومـ ســـیــبシ

خــُداوَنــدا، خـــُداوَنـدا !!! قـــرارم باش و یــارم باش ... جــهان محــض است !!! می‌ترســـم ، کنـــارم باش ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
@O_o
IMG-20120830-00025.jpg @O_o

@عمو علی (مظلوم و آرام سایت) از همشون برات نگه داشتم داداچ ببین چقدر دوست دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
شــِــیـــــدآ
شــِــیـــــدآ

**اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجـــــــــــــهم**.....»»»مکن دل دل ای دل بزن دل به --که دنیا به خُسرانِ عقبا نیرزد--به دوری از اولادِ زهــــــــرا نیرزد--مبادا بدوزی نگاهِ دلت را به مردم که بازارِ یوسف فروشی در این دوره بد گــــــــرفته...««««..................."(سلام-به توکل نام اعظمش داشته باشیـــــــــــم)"

این ارسال را بازنشر کرده است.
sepid
sepid

به سلامتی همه ی اون باباهایی که به هر دری زدن تا بچه شون طعم نداری و بی پولی و نچشه....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

امروز یه پیرزنی جلومو گرفت و گفت : دخترم می شه رمز این کارت شارژو برام وارد کنی ؟ نگاش کردم دیدم دندون نداره سریع رومو کردم اونور گفتم نه ! وقت ندارم . . . ظاهر ژولیده ای داشت . سنشم بالا بود و قد بلندی داشت . راستش بدم اومد از شکل و شمایلش ... رمزو وارد نکردم و رفت . یکی از خانومایی که نزدیکم بود اومد جلو و گفت : میدونی این کیه ؟ گفتم: نه ! گفت این زمان شاه سرهنگ ارتش بوده و با درجه ی خیلی بالای نظامی بازنشست شده . زمان جوونیش موهای بلند و قد بالا بلندی داشت و وقتی لباس فرم می پوشید یه محل ازش حساب می بردن . آدم خوبی بود و کار مردم راه بنداز بود ... منتهی یه روز وسط انجام وظیفه یه پسر جوون با ماشین میزنه بهش و سرش می خوره به جدول کنار خیابون و از چندین و چند سال پیش یکم ناتوان شده مغزش... خیلی از حانومه تعریف کرد . اینقدر جا خوردم / اینقدر جا خوردم که حالم از خودم و رفتارم بهم خورد ... این زن با اون درجه ی بالای نظامی اونم زمان شاه حالا به این روز افتاده بود . ماها چی میشیم یعنی دوران پیری ؟! خیلی خجالت کشیدم . خیلی . هیچ کسیو نباید از ظاهر قضاوت کنم .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ツkhale khatereツ
ツkhale khatereツ

@عمو علی (مظلوم و آرام سایت) اونا دخترای قدیم بودن که از سوسک می ترسیدن، الان همچین سوسکت می کنن که خودتم نمی فهمی!

این ارسال را بازنشر کرده است.