الينا
زمين را گر شدي مالك طمع بر آسمان داري به وقت رفتن از دنيا نه اين داري نه آن داري .
الينا
الهي يك دل پر درد دارم و يك جان پر زجر ، خداوندا اين بيچاره را چه تدبير ؟ بار خدايا درماندم نه از تو لكي درماندم در تو ، اگر غايب باشم گويي كجايي ؟ چون به درگاه آيم در را نگشايي .
الينا
مگسي را كشتم / نه به اين جرم كه حيوان پليدي ست بد است ، و نه چون نسبت سودش به ضرر يك به صد است ، طفل معصوم به دور سر من ميچرخيد ، بخيالش قندم يا كه اغذيه ي مشهورش تا به اين حد گندم !!! اي دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبي بود : من به اين جرم كه از ياد تو بيرونم كرد مگسي را كشتم .
الينا
خوش بحال آقايون غصه ي غذا درست كردنو ندارن ...امروز ناهار چي درست كنم ؟ پدرم در اومد از بس فكر شام و ناهار ميكنم ... كاش ملكه ي / پادشاهي / اسيري چيزي بوديم غذا آماده مياوردن جلومون ميذاشتن ...والا بخدا
الينا
چه حكايت جالبي ست كلمه زندگي با زن آغاز ميشود و كلمه مردن با مرد .