الينا
خدايا گاهي به خوابيدن فرمان ميدهي گاهي به نخوابيدن و اين هر دو به من مي آموزد كه تنها در جوار تو مي توان آرام گرفت پس دغدغه چرا ؟
الينا
خدايا گاهي به خوردن فرمان مي دهي و گاهي به نخوردن و اين هر دو به من مي آموزد كه روزي دهنده يكي است پس غصه چرا ؟
الينا
خداوندا از آنجا كه بوديم برخاستيم لكن به آنجا نرسيديم كه خواستيم .
الينا
الهي اي يادگار جانها و يادداشته دلها و ياد كرده زبانها به فضل خود ما را ياد كن و بياد لطيفي ما را شاد كن .
الينا
الهي چون من كيست كه اين كار سزيدم ، اينم بس كه محبت تو را ارزيدم .
الينا
الهي اي نزديكتر بما از ما ، مهربانتر از ما به ما ، نوازنده ما بي ما ، به كرم خويش نه به سزاي ما ، هر چه كرديم تاوان بر ما هر چه تو كردي باقي بر ما ، هر چه كردي بجاي ما ، به خود كردي نه سزاي ما .
الينا
الهي خلق بشادي از بلا برهند ، من بشادي مبتلا شدم همه شادي بخود رسانند ، من تو را يكتا شدم .
الينا
الهي از يادگار فردي ماند و از عمر گذشته دردي ماند از جسم پوسيده گردي و از حسرت به سينه آه سردي .