الينا
اشك را قاصد كويش كنم اي ناله بمان / زانكه صد بار برفتي اثري نيست ترا
الينا
تو در آئينه نظر داري و زين بي خبري / كه به ديدار تو آئينه نظرها دارد
الينا
ياد ما ميكن گهي پر بار خاطر نيستيم / با همه دير آمدن ها زود از دل مي رويم
الينا
دارد از تن شعله آتش ميان پيرهن / حيرتي دارم كه پيراهن نميسوزد چرا
الينا
دل برايش هديه بردم سنگدل خنديد و گفت / دور اندازند مستان ساغر بشكسته را
الينا
اي ك گفتي عشق را درمان به هجران كرده اند / كاش ميگفتي ك هجران را چه درمان كرده اند
الينا
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام
الينا
يار بگذشت از همه خندان و از من خشمناك / عمر بر من مشكل و بر ديگران آسان گذشت
الينا
هر دو ...تابستون صندل رو ترجيح ميدم....رنگ يا كاغذ ديواري ؟
الينا
نمي بود اينقدر خواب غرور دلبران سنگين / اگر مي داشت آوازي ،شكست شيشه دل ها
الينا
تا كه راز دل محنت زده ام فاش نگردد/ نتوانم كشم از سينه پرسوز خود آهي
الينا
تني آلوده درد و دلي لبريز غم دارم / ز اسباب پريشاني ترا اي عشق كم دارم
الينا
جومونگ و يه بار هم نديدم .... موي كوتاه يا موي بلند ؟(استثنان خانما جواب بدن )