الينا
من اگر دل بتو دادم تو زمن دل بردي / گر گناه است محبت تو گنه كارتري
الينا
دارد از بي همدمي فرياد من رنگ سكوت / رازها در سينه دارم آشناي راز نيست
الينا
تا به كي پرسي براه عشق منزل در كجاست / هر كجا بارت به گل افتاد آنجا منزل ات
الينا
تن اگر بيمار شد بر سر مياريدم طبيب / اي عزيزان كار تن سهل است فكر دل كنيد
الينا
ناله ام را هست تاثيري و مي ترسم كه زود / بر سر رحم آورد يار ستمكار مرا
الينا
درد غم هجر تو به هر كس كه بگفتم / از بهر هلاك من بيچاره دعا كرد
الينا
اگر روحت را با عبادت تغذيه نكني ،باطنت زخم معده مي گير د.
الينا
ز پيشم برنخيزي با همه سنگين دلي هرگز / اگر داني به ديدارت چه مقدار آرزومندم
الينا
ديگري را در كمند آور كه ما خود بنده ايم / ريسمان در پاي حاجت نيست دست آموز را
الينا
تا كي در انتظار قيامت توان نشست ؟ / برخيز ،تا هزار قيامت بپا كني
الينا
من از دست غمت مشكل برم جان / ولي دل را تو آسان بردي از من
الينا
ر تمام قبر های این شهر بوسه بزن ، شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی ... من در تنهاترین قبر این شهر خفته ام ... صدای کلاغها را می شنوی ؟ دارند برایم فاتحه می خوانند ... . .
میکروبلاگ دنبالر :
الينا
شد از فشار گردون مويم سفيد و سر زد / شيري كه خورده بودم در روزگار طفلي
الينا
ياد ما ميكن گهي پر بار خاطر نيستيم / با همه دير آمدن ها زود از دل مي رويم