دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الينا

خدايا من كجا بودم كه تو مرا خواندي ، من نه منم كه تو مرا ماندي . درباره »
الينا
زن - متاهل
امتیاز: 2809

دنبال‌شدگان

(66 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(536 کاربر)

گروه‌ها

(42 گروه)

بازدید

الينا
الينا
در مشاعره

از پس عمري كه كردم قاصدي سويش روان / بخت بد بنگر كه پيغام من از يادش برفت

الينا
الينا

یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!! میگه نه !! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمدونستم خواهرتو بود ! دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد خوابید ولی خواهرمو نشناخت

الينا
الينا
در مشاعره

اي ديده در دل مگشا جز به رخ دوست / در خانه كه كس هست يكي حرف بس افتاد

الينا
الينا
در مشاعره

مي طپد بس كه ز شوقت دل بي كينه ما / شده نزديك كه بيرون جهد از سينه ما

الينا
الينا
در مشاعره

دامن آلوده مشو تا به عزيزي برسي / عصمت يوسف خود را به زليخا مفروش

این ارسال را بازنشر کرده است.
الينا
الينا
در مشاعره

اشك را قاصد كويش كنم اي ناله بمان / زانكه صد بار برفتي اثري نيست ترا

الينا
الينا
در مشاعره

اي كه گفتي عشق را هجران درمان كرده اند / كاش ميگفتي كه هجران را چه درمان كرده اند

الينا
الينا
در مشاعره

مي خواهم از خدا به دعا صد هزار جان / تا صد هزار بار بميرم براي تو

الينا
الينا

خدايا موجود نفسهاي جوانمرداني ،حاضر دلهاي ذكر كنندگاني ،از نزديك نشان ميدهند و برتر از آني ،از دورت مي پندارند و نزديكتر از جاني ،ندانم كه در جاني يا خود جاني ،نه ايني و نه آني ،جان را زندگي ميبايد تو آني.

الينا
الينا
در مشاعره

تا دلبر و دل باز به چنگ آرم من / بس خون كه ز ديدگان فرو بايد ريخت

الينا
الينا
در مشاعره

ترا با اشك پروردم و باكي نيست / نداند قدر پدر را هيچ فرزندي

الينا
الينا
در مشاعره

نياز عاشقان معشوق را بر ناز دارد / تو سر تا پا وفا بودي ،تو را من بي وفا كردم

الينا
الينا
در مشاعره

مردم چشمم به هجرت شد سپيد از اشك سرخ / خود غلط گفت آنكه بالاي سياهي رنگ نيست

الينا
الينا
در مشاعره

تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو / تا تو به داد من رسي من به خدا رسيده ام

الينا
الينا
در مشاعره

من آن روزي كه چون شبنم عزيز آن چمن بودم / تو اي باد سحر گاهي كجا در بوستان بودي