alireza
دل مرنجان که زهر دل به خدا راهی هست هر که را هیچ به کف نیست به دل آهی هست
alireza
شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود نه که معشوقه نداشت نه که سر گشته نبود سالها بود دگر کوچه مهتاب خیابان شده بوده.
alireza
پاییز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده! کاش همه انسانها مثل پاییز باشن تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن
alireza
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند: "تو به هيچ دردي نمي خوري"... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
alireza
من در اندیشه ی گام هایت پروانه وار می سوزم ، در انتظار آمدنت می بارم و زیر لب میخوانم : گر تو باشی غم عالم هیچ است . الا که راز خدایی ... خدا کند که بیایی ...
alireza
بخـنــد هــرچـنــد غـمـگینــی بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ... بخنـــد ببخــش و فرامـوش کـــن هــرچـنــد میدانم ... آســـان نــیســـت.
alireza
بامداد بر همگی زیبا خدانگهدارتون
alireza
هیچ مي داني تک تک آن ستاره هايي که هر شب نگاه خسته اما مشتاقت را به آنها مي دوزي و آرزو ميکني که کاش مي توانستي با دستهايت سهم خودت را از آسمان برداري . اگر تو بخواهي مي توانند پلکاني شوند و تو را اوج دهند تا ملاقات خدا؟
alireza
از لابلای مریم های خفته با فانوسی کمسو راهی به سویت می جویم و تو نیستی ، نیستی که ببینی امشب آسمان چقدر زیباست، اما من این آسمان را دوست ندارم
alireza
انگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد. به یاد من باش. که من همیشه به یاد توام. ازطرف بهترین دوست تو"خدا" سوره بقره ایه152
alireza
پرسيدم چرا دوستم داري؟ توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت گفتم شايد واقعا دوستم نداره؟ وقتي رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخواد نه دليل
alireza
به سلامتی مگس که یادمون داد زیاد که دور کسی بگردی آخرش میزنه تو سرت !
alireza
گفت مردي به همسرش روزي من بميرم چگونه خواهي زيست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر تو بميري براي من کافيست!
alireza
سلامتی پنگوئن که یه ذره قد داره ، اما بازم لاتی راه میره!!!