دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

زندگی من این است: یک آرزوی بر دل مانده ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تهران امسال اصلا بوی نیمه ی شعبان نمیده ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چه دورانی شده دل مشکونن بعد فکر میکنن مثلا با 4 تا حرف از دل آدمها میره ...خبر ندارن که شاید به روت نیاره ولی فراموش نمیکنه ...بعضیها خودشونو گول میزنن یا دیگرانو خدا داند ؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دچار یک ترس مبهم شدم یه جور عبرت که هی داره بهم میگه حواستو جمع کن ...یادت نره چه خبر بوده ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تجربه ها داره الان کمکم میکنه رعایت فاصله ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دلتنگی یعنی تو نیستی....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

همین الان یکی پست خودمو اینجا کپی کرده برم چه برخوردی باهاش کنم ؟ بهش بگم یا سکوت کنم؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

يک غريبه مي خواهم بيايد بنشيند فقط سکوت کند و من هـي حرف بزنم و بزنم و بزنم... تا کمي کم شود اين همه بار ... بعد بلند شود و برود انگار نه انگار...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
45.jpg *♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دیروز تو میتینگ هیوا به من گفت این آواتارت خیلی خیلی شبیه خودته و به شخصیتت میخوره

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

به خودم نمیتونم کلک بزنم حال دلم خوب نیست ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

باید عرض کنم که با توجه به اینکه بنده اولین و اولین نفری بودم که فهمیدم یک نفر آخرش تونست این سربازی 15 سالشو تموم کنه و کارتشو بگیره و با عرض تبریکات به این فرد و تمام دوستانش که تو این مدت یک سرباز را تحمل کردن و بهش به جای آش پادگان غذای خوب دادن مجلس جشنی داریم بسیار با شکوه بفرمایید به این رهایی یافته تبریک بگین عقده نشه براش جوونه میره کار دست خودشو ملت میده

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام جمیعا

rezaey......یا حسین
74025780326939505372.gif rezaey......یا حسین

@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* چــه خــوب مـی شـــد اگـــر گــاهــی آدم مــی تـــونــســت . . . دوســتــای خوب مــجـــازی شــو . . . مــثــل یــک عــکــس گـــل ســـرخ . . . مــثــل یـــک آهـــنــگ قــشــنــگ . . . مــثــل یــک کــتـاب عــــالی . . . دانـــلــود کــنــه . . . بـــیــاره پــیــش خـــودش . ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
rezaey......یا حسین
rezaey......یا حسین

@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* کجایی تو... دلمون تنگ شده برات .. جات خالیه باجی جونم

این ارسال را بازنشر کرده است.
: )  اَمـــَد
21062013211.jpg : ) اَمـــَد

از خاطرات ِ سفری که به ختم شد !!! آقا از مشهد بلیت با کلی دوندگی پیدا کردیم اونم قطار اتوبوسی درجه یک... خیر سرمون چند شب خوب نخوابیده بودیم گفتیم تخت بخوابیم !!! رفتیم با کلی تأخیر نشستیم راه افتادیم به سمت ِ سمنان ... کناریم یه پیرمرد ِ مهربون بود ، کلی حرف زدیم و خوردیم از اون که دیروز باهم خوردیم اینا ... ساعت شد یک شب و خواب چیره شد ، اصلا یه وضعی داشت صدا میزد به مهربون ِ سفر گفتم آقا تو بالا بخواب منم میرم پایین زیر صندلی روزنامه پهن میکنم میخوابم ... رفتیم تخت گرفتیم خوابیدیم ،بعد ِ دو ساعت حس کردم کنار ِ دریا تو آروم دارم دست و پا میزنم و خیلی بهم میچسبه !!! یه چند بار که تاب خوردم دیدم نه تو آب دارم دست و پا میزنم ، تو نگو صندلی عقب آب معدنیش افتاده و قشنگ همش اومده ِ زیر ِ من که احساس ِ کنار ِ بهم دست داده بود هیچی دیگه بلند شدم رفتم طرف رو از خواب بیدار کردم گفتم خانم چه وضعشه آخه چرا آب رو ول دادین تو حیاط ِ ما ... چیکار کردی با پیرهنم بنده خدا مونده بود چی بگه !!! دیگه

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.