دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یکی هم هست در 24 ساعت 240 بار میاد بازدید پروفایل من نمیدونم چیکار میکنه اونجا؟ چی بهش میرسه خودم موندم ! اصلا از این حرکتش خوشم نمیاد ...جناب خودت بگیر قضیه رو !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اعتراف میکنم همین الان دارم به نوه ی خالم که یک دختر دو ساله است حرف و تیکه های خفن یاد میدم کلا خوشم میاد بچه بی تربیت باشه جالبه شدید استعداد داره در این امر

μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

باور كنين دنبالر اصلا ارزششو نداره سنگ كليه بگيرين: | ! هر كي جيش داره همين الان پاشه بره دستشويى دراین حد دلسوزم...

sOugand Alone
sOugand Alone

@عدس پلو !(خندون دنبالر) مسودی تک زدم شنیدی؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

@(..\')♥ مهـدے خدآے احساس♥(\'..) هر وقت میبینمت یاد روز میتینگ میوفتم که چقدر ساکت و آروم نشسته بودی رو تخت بغلیه ما داشتی به حرفهامون گوش میکردی و یاد موهای پریشونتم میوفتم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿
✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿

وااااااااااااااااااااااااااای سَرم..............

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه وقتها دلت میخواد تمام جزییات صورتشو حفظ کنی...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دیشب حالم خیلی بد بود بعد یکی تا خود صبح بهم ارامش داد تا جایی که واقعا دردم یادم رفت ....یکی که خیلی خوبه !

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
21398_1393720170846039_300933251_n.jpg غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

....

و 15 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

چند سال قبل دوچرخه داداشمو سوار شدم و تا اومد به خودش بجنبه ازش دور شدم...دنبالم میدوید که دوچرخه اشو بگیره منم میخندیدم و رکاب میزدم...یه کم که جلوتر رفتم برگشتم تا داداشمو ببینم و بهش زبون در بیارم که یهو دنیا وارونه شد...افتادم تو جوب آب...داداشمم اومد خیلی ریلکس دوچرخه اشو برداشت و سوار شد و رفت...رهگذرا منو از تو جوب در اوردن...رهگذر

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

برای کسی باید وقت بگذاری که برات وقت بگذاره...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نمیدونم مشکل داداشم با دنبالر چیه؟