دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

شــمــیــــــم
شــمــیــــــم

دیـشـب تـو خـوابـت بــا مــدیــر عـامـلـمـون دعـوام شــد، اصـا الان اعـصـابــ نــدارم : )) . . . فــ کــنـم اونـم فـهـمـیـده ازش شـاکـیـم نـیـومـده شـرکـتـــ : ))

ســآرا
ســآرا
توسط پیامک

هوراااااااااا خاله شدم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام اولین روز تابستون هم بخیر

...Ali
...Ali
توسط موبایل

@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* می گم دیروز دخیخا کجا نشسته بودی؟ شاید یادم بیاد

این ارسال را بازنشر کرده است.
✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿
Pic_Egg_Heart_www_Tafrihi_com-thumb.jpg ✿°๐مـﮩﭟـاب๐°✿
در سلام

ســـــــــــــــــــلام...........صبحتون بخیر..بفرمایین صبحانه........

سـیـاوشــ
سـیـاوشــ
توسط موبایل

آدمي كه خسته شده بي تفاوت ميشه و ديگه درد احساس نميكنه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یکی از مشکلات من اینه که گاهی تو نوشته هام از شکلک استفاده نمیکنم بخاطر همین خیلی ها حرفهامو حتی اگه شوخی باشه جدی برداشت میکنن ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

سرعت نت داغونه هیچی باز نمیشه اعصابمو بهم ریخته ها یعنی چی آخه ؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

پیرو پست اعتراف امیر باید اعتراف کنم که این امیری یه گوشی داره که مامان بزرگم از اونا داره این اعترافم میکنم که اصلا فکر نمیکردم امیر با شلوار پارچه ای رویت بشه تا دیدمش این مدلی شدم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
SaⓗaB
SaⓗaB
توسط موبایل

یعنی ما الان 7 دقه هس وارد شدیم .؟!؟! . .

میلاد
میلاد

سلام

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

من قبول ندارم امیر یه اعتراف زده 27 تا لایک خورده 5 تا بازنشر تا الان اعترافش بسی بسیار جالب و خنده دار بود من گفتما واسه چی بهمون با تعجب نگاه میکردا نگو تا حالا این همه صمیمیت ندیده بوده

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

میکنم..نه اول صورتمو شطرنجی کنین...آره داشتم میگفتم...اعتراف میکنم وقتی طهورا اینا میخواستن برگردن از میتینگ من چهار چشمی نگاهشون میکردم چجوری جا میشن تو ماشین...تعداد زیاد بود خووو...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.