*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
آیا دنبالر شما هم بیمار است؟ آیا وقتی به قسمت دیدگاه میروید دچار گیر شدید میشوید ؟ و مجبورید کاملا خارج شده و باز وارد شوید؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
حرفها چها که نمیکنند ...یک حرف چنان دل میشکند که هرگز ترمیم نمیشود !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
کاری نمیشه کرد فقط باید سکوت کرد .....تحمل کرد !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زیر مطلب کاملا خط کشیدم نشونش میدم باز قبول نمیکنه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینجا اونجاییه که باید گفت هیس ...بخواب !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اونی که شما از دور میبینی کیف میکنی من از نزدیک دیدم کلی بالا آوردم ...زیاد ذوق مرگ نباش!
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دهان خاطراتمان را ببند نمیخواهم بشنوم ...عذابم میدهد !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینجا حرف دلم داره تبدیل میشه به درد دلم ...شاید من برعکس شدم از خود نویسی میترسم ...قفل به افکارم زدند .