*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
شاید که مثلا من تو خواب اون چیزیو که دوست دارم ببینم که دیدم البته فقط خواب واقعیت کاملا بر عکس قضیه اس ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه وقتها یکی با حضورش میشه دلیل نوشتن ...ولی امشب که پر از حرفم دلم نمیخواد بنویسم ...انگار یه چیزی خیلی کمه ...یه کمبودی به اسم نبودنت !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم میخواد مثلا تعداد پیام خصوصیمون برسه به 3000 تا ... بعد دیگه میشه یه دفتر کامل برای خودش چقده خوب میشه ها ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
الودگي صوتي تو مجتمعمون به حد وحشتاک بالاس دوازده شب اول عروسيه خونمون از اون بدتر منم تو اين وضعيت محتاج سکوتمو يه ورق و خودکار واسه نوشتن حس ميکنم به اندازه ي همه حرف دارم از هر کس ده تا گله ي نگفته دارم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم میخواست همین الان روبه روی دریا بودم سیاهی مطلق شب دریا خیلی قشنگتر از روزشه ...کاش روبه روی خونمون تو تهران هم دریا بود با اینکه تازه اومدم باز دلم میخواد اونجا بودم با من بود همیشه شمال زندگی میکردم ...
چه سخته
چه سخته سکوت در حالی که پر از حرفی ولی نمیتونی خودتو تخلیه کنی...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اقايون مخالف نت در حال توجيه کردن ما هستن که بايد بريم واسه ترک ولي ما اصلا توجه نميکنيم من دنبال اينم که بستمو استفاده کنم پولم حيف نشه والا مفت نيست که
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اينجانب يک رواني شده از صداهاي اطرافم يکم با هم فاصله دارن ولي بلند حرف ميزنن جو گرفته ملتو
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
شیرین امروز بر میگرده خوابگاه داره وسایلشو جمع میکنه خیلی حس بدیه درسته همیشه با هم در ارتباطیم به هر شکل ولی خوب هیچ وقت حضور واقعی جای مجازیو نمیگیره ...