*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
گاهی بعضیها به خودشون اجازه ی دخالت در هر کاریو میدن ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
تازه فهمیدم که من جُفت پوچم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چرا دنبالر اینقده ساکته؟ خودمم انلاینم ولی سکوت کردم نمیدونم چرا؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
گاهی در این میان... یادت... زهر میکند به کامم زندگی را... همین...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مثلا یه دل سیر گریه ...با هزارتا آه جانسوز ...محض ارامش ...نه یه بی فکری و پوچی ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
داشتم نوشته های قبلیمو میخوندم چقدر تغییر کرده ...باورم نمیشد خودم نوشتم ...سخت و سنگین ...بر عکس الان ....ادمها راحت میتونن با شرایط کنار بیان اگه بخوان ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چی میشد مثلا اگه امشب یکی به ارزوش میرسید؟ هیچی از هیچکس کم نمیشد ...ولی نشد که بشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وقتی دست هر بچه ای یک کام میدن برای سرگرمی قبل از اینکه فرهنگ استفادشو بهش یاد بدن نتیجه میشه همین که برای خنده و سرگرمی با ابروی دیگران بازی میکنن ...اگه بد اخلاقی اینه که هر کسو مناسب دوستی و هم صحبتی نمیدونم و فقط برای ارامش خودم حذف دنبال میزنم یا در نهایت ایگنور میکنم همون بهتر که اسممو بگذارن بد اخلاق مهم اینه که دوستای واقعیم از اخلاقم رضایت دارن و مهتر اینکه پیش خدا با کارهام شرمنده نیستم ...نمیگذرم از کسی که با اسم دوست با من حرف میزنه اما پشت سرم غیبت میکنه و تهمت کارشه...اون شخصم واگذار میکنم به خدا و روز حساب ...خدا حتی در مجازی هم ناظر اعمال ما انسانهاست ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نتیجه ی جالبی که این اتفاق برام داشت این بود که بعد از تقریبا یک هفته که نوشتنم نمیگرفت و حرفی برای گفتن نداشتم و تقریبا تو سکوت بودم الان نطقم و فکرم برای نوشتن باز شده یه جورایی انگار مغزم تلنگر و موضوع میخواد برای نوشتن ...که خدارو شکر پیدا شد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلتنگم شدید ....کاش میدونستی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امشب که شب ارزوهاست من اصلا ارزویی ندارم هیچی... هرچی فکر میکنم امشب از خدا چی بخوام هیچی نمیخوام چیزی ندارم که بخوام ازش ....