*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من شدم منشی این خانواده تمام تماسهاشونو من باید انجام بدم قرار هاشونو تنظیم کنم برنامه ریزی کنم برای کارهاشون ....منشی از نوع ساکت ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
کاش میتونستم به همه ی ادمهای دنیا کمک کنم ....کاش هیچکس هیچ غمی نداشت ....کاش ادمها مهربون بودن با هم ....اصلا کاش اگه قرار بود اینقدر ادمها مشکلات داشتن خدا خلقشون نمیکرد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یعنی دلم میخواد برم یکیو بگیرم اینقدر بزنم بمیره ها یا اینکه خفش کنم یک ملتو از شرش راحت کنم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعضی پستها منو میبره به قدیما اون وقتها که همه چی خوب بود ...حتی دردم نبود ....پستهایی که شاید اولین نفر من بودم که میشنیدم بعد خودمون میرفتیم پخشش میکردیم تو سایتهای مختلف بعد همونو به خودمون ارسال میکردن و ما فقط میخندیدیم ...پستهایی که صاحب اولش خودم بودم ....و حالا اینجا هی تکرار میشه و من لایک میکنم بخاطر گویندش نه کسی که کپی میکنه ....بخاطر لحظه هایی که نصفه شب بیدارم میکردن و میگفتن پاشو همین الان برات بداهه گفتم زود بنویس تا یادم نرفته ...حالا همونارو باید تو سایتهای مختلف با غم بخونم ...من با خط خودم مدرک دارم که اونا مال من بود زمانی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
تو را که هر چه مرادست در جهان داری/ چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
فاصله دورت نمی کند ، در خوب ترین جای جهان جای داری ! جایی که دست هیچکس به تو نمی رسد ! دلم …
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ســـاده ی ســـاده.. از دســت میـــرونــد .. همـــه ی آن چــیزها کــه.. سخــت سخــت به دست آمدنـــد ... مثل عشق محبت همدم همدیگر شدن مثل زندگی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امشب پروفایلم بازدیدکنندگان عزیزی داشت حس خوبی بهم دست میده مثل اینکه میان تو اتاقم و به حرفهام توجه میکنن ...