*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اه اه اه ....چه لوس ...بعضیها هرچی بزرگتر میشن عقلشون کمتر میشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
باز که رفتن بزرگترشونو اوردن ..خندم میگیره وقتی میبینم کسی نمیتونه از خودش و حقوقش دفاع کنه و میره بزرگترشو میاره ...این نهایت ضلالت یک انسانه ...کمی شجاعت بد نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وقتی تو بیمارستان صد در صد خصوصی تخت خالی تازه با وقت قبلی نباشه وای به بیمارستانهای دولتی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ببخشید یه سوال؟ کنجکاو شدم ببینم شما امروز ناهار چی سرو میکنید خانم اشپز باشی؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اخر شبي يه پيام به راحتي ميتونه حالتو بگيره...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون دلم میخواد یکیو بد بزنم در حد مرگ ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
به طرف جواب سر بالا میدی متوجه نمیشه رک و راست میگی خوشم نمیاد تو مسائل خصوصیم دخالت کنی باز ادامه میده عدم پیگیری و دنبال میزنی باز ول نمیکنه اخرش ایگنور حقش بود تا بفهمه تو زندگیه کسی سرک نکشه ...حقش بود تو گروه دختر ندیده ها ابروشو جلوی جمع میبردم ادم میشد ...آدم نفهم همه جا هست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دیگه کار از شعر و شاعری گذشته رک و راست باید بگی یعنی خاک بر سر بی لیاقتت ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
این از امروزمو این از گذشتم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
رفتم برای مادر بزرگم ناهار بردم دیدم تو تنهایی داره گریه میکنه دلم براش خیلی خیلی سوخت... تو این مدت چون امتحان داشتم نتونستم برم پیشش وقتی مارو دید کلی خوشحال شد ...کاش یکم به فکر پدر بزرگ مادر بزرگها هم باشیم ...دچار عذاب وجدان شدم ...