*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
تو که شاد باشی منم شادم پس همیشه بخند ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یکی هم هست من هرچی بیشتر میبینمش بیشتر ازش متنفر میشم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
شاه میبخشه شاه غلام نمی بخشه ....شده حکایت ما !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
فقط ادعا دارن ...فقط میخوان نشون بدن که ما اینیم ...همش تظاهر ،همش ریا ، همش خود پسندی ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زیادی برات نوشتم امشب ...به خودم قول دادم در برابر احساسم مقاومت کنم ..هرچند من تمام زندگیم ردی از تو داره اما دیگه حد براش قائل شدم با اینکه حدت میل میکنه به بی نهایت و باید ادامه پیدا کنی ....اگه بودی باز میگفتی من شدم مثال درسیت تا برای خودت تکرار بشه ولی نه عزیزم این درسهارو من خیلی وقت پیشها پاس کردم ...از وقتی که من شدم تو و تو شدی همه ی من ...بی فایدس مثل همیشه شبهای من و دستنوشتهای تلخ من متعلق به خودته ...خوندن یا نخوندنش مهم نیست مهم اینه که من بی معرفت نبودم و پای حرفهام موندم حتی تا به الان ...اشکال نداره فردا هر کس خوند که خوند ...خودم مهمم ...قضاوتها همیشه هست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هرچقدر که میگذره بیشتر به صحت تفکرانم و برداشتهام مطمئن میشم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
حقیقت اینه که اینقدر اینجا با اعصابم بازی شده که دیگه به هیچ وجه هیچ تازه واردیو به عنوان دوست نمیتونم بپذیرم جز اونایی که به نوعی بهم میگن کیه و همشونو رد دنبال میزنم ته دلم ناراحت میشم جدی ولی چاره ای نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چقدر امشب با دنبالر خندیدم....