*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
قسمم را باور کن ...لحظه های بی تو لباس چروکیده ایست بر تن رویاهایم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دل که تنگ باشه هیچی حالیش نمیشه غلط مینویسه ... غلط میخونه ...با همه هم دعوا داره ...از همه هم متنفره ...دل تنگ من امشب از همیشه تنگتره ولی کی میفهمه چی میگم یا اصلا برای چی میگم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اونی که زیر آبی میری من نگاه نمیکنم هر از گاهی بیا بلا نفس بگیر خفه نشی یه موقع !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
انگار ابر و باد و مه و خورشید و فلک ، دست در دست هم داده اند و جملگی سر ناسازگاری با روییدن غنچه ها دارند! حال و هوای طبیعت هیچ جوره بهاری نیست... تابستونی هم نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
این سریال اوشین یه جورایی غیر طبیعی میزنه چطور ممکنه هرجا بره گیر آدم خوبها میوفته؟ یا چرا دست به هر کاری میزنه موفق میشه؟ اصلا با عقل جور در نمیاد چون در هر کاری برد و باخت وجود داره مخصوصا تجارت ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیدونم جدیدا چرا دچار این معضل شدم یک متنو ممکنه بارها اشتباه بخونم ولی فکر میکنم درسته بعد میرم یه چیز دیگه میخونم دوباره اون قبلیو میبینم میفهمم که توی یک کلمش اشتباه کردم ...اسمش بی دقتیه یا هرچی سخت در حال تحقیق میباشم برای درمان خودم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وقتی کسیو که عددی نیست به توان برسونیش جو گیر میشه دیگه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
شاید تو… سکوت میان کلامم باشی! دیده نمیشوی اما من تو را احساس می کنم! شاید تو …. هیاهوی قلبم باشی! شنیده نمیشوی اما من تو را نفس می کشم!.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
تبریکات تولدم هنوزم ادامه داره 4 روز بعد از تولدم جالبه که خیلی از هدیه هام هنوز به دستم نرسیده ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
داغ کردن کامی حداقلش این بود که یکم تمیز شد بقول امیر پاشویش کردم.... جدا طاقت نمیارم خاموش باشه مخصوصا اینکه نتو قطع کنم خیلی سخته اعتیاد دوزش خیلی رفته بالا صدای کل خانواده در امده دیگه، وقتی خاموشش کردم همه تعجب کردن !