دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه حرفهایی فقط برای زمانیه که به چشمهات نگاه کنم و تو نگفته درک کنی ....

فرياد بی صدا
فرياد بی صدا

باختم تا دل خوشت کنم! بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود. "دلم" بود...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ای کاش نگاهت زیر نویس داشت !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

در جواب پست فرزاد : یک خط ... یک خط !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

حقیقت اینه که اینقدر اینجا با اعصابم بازی شده که دیگه به هیچ وجه هیچ تازه واردیو به عنوان دوست نمیتونم بپذیرم جز اونایی که به نوعی بهم میگن کیه و همشونو رد دنبال میزنم ته دلم ناراحت میشم جدی ولی چاره ای نیست ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یادت قویترین یاد تو لحظه های الانم ...جنگیدن با تو کار من نیست ...سکوت میکنم مثل همیشه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در خاطرات

خاطره گفتم یاد دوستهایی افتادم که روزگار و بازیهاش هر کدوممونو به نوعی از هم جدا کرد ... یکی رفت خارج یکی رفت یه شهر دیگه زندگی کنه یاد اعظم و فریبا که پایه های همیشگیه کوه رفتنو گشت و گذار ما تو تهران بودن ...یاد احمد رضا که دوست خوبمون بود با احساسات قشنگش .... یاد خشایار و حرفهای عاقلانش... یاد شلوغ کردنهامون تو هر جا که میرفتیم تا جایی که صدای همه در میومد ...یاد روزایی که هر کدوممون غذا میپختیم که کل بندازیم ...یاد روزهای برفی و بارونی و بسیار گرم که ما فقط دنبال تجربه بودیم و اصلا برامون مهم نبود آب و هوا چطوره یاد امتحان دادنهای فریبا که میکشت منو دلم گرفت الان هممون تجربه هامونو کردیم شلوغیهامونو کردیم نشستیم یه گوشه ی دنیا و فقط مینویسیم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در خاطرات

یادمه 10 سال پیش که عده ی خیلی کمی از اقشار جامعه از نت و چت و اینا استفاده میکردن منو خواهرام با دوستهام شدیدا معتاد چت بودیم چقدر میخندیدیم روز و شبمون شده بود چت و سرکار گذاشتن ملت چقدر موضوعات خنده داشتیم کلی با ملت قرار میگذاشتیم ولی نمیرفتیم سر قرار فقط بعضی هاشون که خوب بودنو میرفتیم البته دورادور نگاه میکردیم میخندیدیم ده سال پیش پول تلفن خونمون 120 هزار تومن شده بود چقدر سر این مسئله هم خندیدیم طفلی بابام پرداخت کرد بعد رو آوردیم به چت با ایرانیهای خارج از ایران یعنی تیمی چت میکردیم تیمی از نت و تل استفاده میکردیم ولی الان عاقل شدیم رفتیم تو لاک خودمون

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اسم خودشو گذاشته Love city دیگه خودتون تا تهشو بخونید دیگه !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یکی از خوابهام همین الان به واقعیت پیوست ...با همون حس و حال ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ﮔﻔﺖ ﺑﯽ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﺍﺍﺍﺍﺣﺖ ! میخوام سر به تنت نباشه ، ﻭﺍﻟــــــــــﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ (خدایی عین حقیقته ها )

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اگه امتحان نداشتم الان لب دریا بودم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در رو مخ ..

اینکه هر کاری در توانت هست براش انجام بدی آخرش برگرده بگه مگه من ازت خواستم...!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میکنم یه چند نفر هستن که پستهاشونو نخونده لایک میکنم بعد میخونمشون یه جورایی دوست دارم لایکم جزء اولینها باشه زیر پستهاشون از بس که خوب تشریف دارن ....

این ارسال را بازنشر کرده است.