@Rahil یکی از لذتهای دنیا امروز واسه من وقتی بود که راحیلی با یه آهنگ تو ماشین داشت نصیحتم میکرد یا اون لحظه که غرق افکارم بودم و اصلا هیچی متوجه نمیشدم وقتی به خودم اومدم راحیلی گفت گردنت درد نگیره هی اون سمتو نگاه میکنی و پرسید به چی فکر میکردی؟ فهمیدم حواسش به من بوده تو اون لحظه حس خیلی خوبی پیدا کردم ...یا اینکه وقتی شیرین گفت کاش دوستهای منم همشون تهران بودن مثل تو راحیل با هم بودیم همیشه ....
پیرو پست اعتراف امیر باید اعتراف کنم که این امیری یه گوشی داره که مامان بزرگم از اونا داره این اعترافم میکنم که اصلا فکر نمیکردم امیر با شلوار پارچه ای رویت بشه تا دیدمش این مدلی شدم
من قبول ندارم امیر یه اعتراف زده 27 تا لایک خورده 5 تا بازنشر تا الان اعترافش بسی بسیار جالب و خنده دار بود من گفتما واسه چی بهمون با تعجب نگاه میکردا نگو تا حالا این همه صمیمیت ندیده بوده
#اعتراف میکنم..نه اول صورتمو شطرنجی کنین...آره داشتم میگفتم...اعتراف میکنم وقتی طهورا اینا میخواستن برگردن از میتینگ من چهار چشمی نگاهشون میکردم چجوری جا میشن تو ماشین...تعداد زیاد بود خووو...رهگذر
سوژه ی اول تحلیل طهورایی کسی نیست جز @مصطفی ... اخلاق ایشون :مثل اینجا با محبت، شوخ ،خوش برخورد، جدی، شاد ! تیپ : خوب بود خوش تیپ بود مو قشنگ بود ... اینم بگم واسه ما چای سفارش داد بدون اینکه ما بخوایم خودشم نخوردضمنا این چای بین همه تقسیم شد جز خود مصطفی